نقش کار درزندگی انسان

0

نقش کار درزندگی انسان

کار در زندگی انسان نقش مهمی دارد . به شرطی که کار را که انتخاب کرده مورد علاقه باشد و پشتکار داشته باشیم زیرا پشتکار انسان را موفق می کند و بهترین نردبان ترقی او به شمار می رود . اشخاصی که به قریحه و مواهب طبیعی خود متکی هستندبه رستگاری وپیشرفت نزدیکند واز خسران دور. نسبت پشتکار به مواهب طبیعی مثل نسبت اراده است به قابلیت . همانطور که شخص هر قدر قابلیت انجام کاری را داشته باشد ، تا اراده انجام آن را نکند به انجامش موفق نخواهد شد . همین طور هم هر قدر انسان صاحب ذوق و قریحه و هوش و ادراک باشد تا آن ذوق و هوش و ادراک مقرون به پشتکار و سعی و عمل نباشد مثمر ثمر نیست . اساس امید پشتکار است . یک شخص فعال و با پشتکار هیچوقت در مقابل ناملایمات و شکست ها خسته وفرسوده نمی شود . امید برای همه لازم است . با وجود امید انسان به سهولت می تواند مصائب و سختی های زندگانی را تحمل کند . بدبخت ترین اشخاص کسی است که آروزهایش زیاد وقوه عملش کم باشد . کسی که دستخوش آروزهای دور و درازی شود که فراتر از قدرت عمل اوست . قوایش کاستی ونقصان می پذیرد و در زندگانی رستگار نخواهد شد . بیشتر از همه طبقه جوان در معرض این آفت قرار دارد . لذا انسان باید از دوران کودکی خود را از عالم تخیل و رؤیا بیرون کشد و به مرحله عمل نزدیک شود و در زندگی هدفی داشته باشد نتیجه و هدف دوری که در انتظار آن هستند به سراسر زندگی لذت می بخشد ودر انسان علاقه به کار ایجاد می کند باید همیشه بیاد داشته باشیم که بهتر ین دوران عمر برای کسب فضائل خلاقی دوران جوانی است هر گاه دوران جوانی را به بیهودگی بگذرانیم و تخم نیکی در سر زمین وجود خود نیفشانیم دیگر هرگز قادر نخواهیم شد بترمیم به پردازیم . بقول دانشمندی : زندگی به یک شب تارمی ماند ما باید چراغ خود را بدست خود بیفروزیم و زندگی خویش را روشن کنیم . چطور می توان زندگی را روشن کرد ؟ قبل از همه باید هرسال و یا لااقل هر ماه بودجه ای برای صرف اوقات خود بطرز صحیح فراهم آوریم بعبارت دیگر باید طرحی برای طرز استفاده از اوقات خود بریزیم چه فقط باین طریق قادر خواهیم شدکه از اتلاف وقت خودداری کرده و به انجام کارهای خلاق و ثمر بخش بپردازیم و همانطور که زنبور عسل فقط از عطر گلهای خوشبو و سودمند استفاده می کندو روی گلهای زهرآگین نمی نشیند ما هم فقط با نیکان معاشرت کنیم تا اوقات ما عاقلانه صرف شود و جام عمر ما از شهد ناب لبریز گردد.

کار و فعالیت

احادیث رسول خدا (ص)می فرماید کسی که روزی خود را با کار و تلاش تهییه کند در قیامت در شمار انبیاء قرار می گیرد و ثواب آنان را دریافت می کند. و نیز می فرمایند کسی که شب را در حال خستگی ناشی از کار بگذراند کاری که برای درآمد حلال بوده است شب را آمرزیده به سر آورده است. رایانه و دنیای کار رایانه ها در دنیای کار امروز در کشور های صنعتی بیش از ۷۰% کارها را انجام می دهند ( رایانه ها و وسایل مرتبط به آن) انجام محاسبات پیچیده ی منجمان توسط رایانه ها در اندک زمانی انجام می شوند استفاده از رایانه ها و ابر رایانه ها به این دلیل افزایش یافته است که : آنها علاوه بر اینکه در هر ثانیه کار چندین نیروی کار انسانی را انجام می دهند زمان بیشتری را هم به خدمت و فعالیت می پردازند بدون آنکه کمترین پاداش و مزد را از صاحب کار بخواهند. شعر برو کار میکن مگو چیست کار که سرمایه ی جاودانی است کار روایت روزی شخصی امام صادق (ع) را در هنگام کار کردن در آفتاب سوزان مشاهده کرد ایشان برای خدمت به امام خویش گفتند: شما بروید و در سایه استراحت کنید من این کار را انجام می دهم. امام بلافاصله فرمودند: دوست دارم خودم برای کسب روزی رنج بکشم و آفتاب بخورم. نقش کار در زندگی انسان کار، سازنده ی انسان و بیکاری و تنبلی فاسد کننده ی اوست ؛ لذا ارزش کار نه صرفاً از جهت کسب درآمد یا شکوفایی اقتصادی بلکه در تاثیری است که بر انسان می گذارد و شخصیت او را پرورش می دهد. برخی از آثار کار در انسان عبارت اند از شکوفایی استعداد ها وجود آدمی سرشار از استعداد های کوناگون است که باید آن را شکوفا کند. این استعداد ها وقتی ظهور می کند که آدمی از جای خود برخیزد، حرکت کند، با سختی ها درگیر شود و در دل حوادث قرار گیرد. انسان در کار ، خود را می آزماید، کشف می کند و به توانایی های وجودی خود پی می برد. لطافت احساس: بیکاری، تنبلی و سستی ، قساوت می آورد اما کار، کیمیا است و مس وجود انسان را به طلا تبدیل می کند. کسی که اهل کار است ، قدر زحمت و کار را می داند، از رنج مردم به رنج می افتد، شادمانی مردم او را شاد می کند. کار، کارخانه ی سازندگی و تربیت و تعالی بخش احساسات انسانی است. تمرکز قوه ی خیال در هنگام بیکاری پرنده ی خیال به هر سو پرواز می کند و انسان را به دنبال خود می کشاند و چه بسا او را به سمت افکار و اوهام فاسد و شیطانی رهنمون شود. امیر المومنین می فرماید: اگر نفس خود را به کاری مشغول نکنی، او تو را مشغول می کند. اما آن کس که به هر کاری مشغول است فکر و خیالش متوجه آن کار است و به امور بیهوده نمی اندیشد. احساس عزت نفس کسی که کار می کند و دستش را پیش دیگران دراز نمی کند احساس عزت و کرامت می کند، هر چند درآمد او اندک باشد و یه زندگی معمولی را بگذراند کار و سرمایه در هر فعالیت اقتصادی دو عامل دخالت دارد: سرمایه و کار با سرمایه و کار نوعی مشارکت اقتصادی به وجود می آید و سودی که نتیجه ی این فعالیت است، بنا بر توافق قبلی، میان صاحب سرمایه و انجام دهنده ی کار تقسیم می شود. اثرات روانی کار آمار ها و تحقیق و پرسش ها از مردم و همچنین مطالعات روانشناسی نشان می دهد که افرادی که کار نمی کنند، اغلب افرادی کسل، تنبل و با گذشت زمان فاقد توانایی می شوند اما در مقابل افرادی که کار می کنند هر روز بر تجربه و توانایی های آنها افزوده می گردد ، این افراد شاد تر از افرادی هستند که کار نمی کنند. افرادی که همیشه کار می کنند شاید متوجه برطرف شدن نیازهای روانی خود توسط انجام کار نشوند اما پس از آنکه به مدت چند روز کار را از آنها بگیریم بشدت دچار افسردگی، بی حالیو گاهی دچار عصبانیت های کوتاه مدت می گردن.

کار و تلاش در زندگی

شما جزء کدام دسته از افراد هستید؟

– کار می کنید که زندگی کنید.

– یا زندگی می کنید که کار کنید.

از آنجا که پاسخ به این سوال می تواند منشاء اختلافاتی بین بعضی خانواده ها با شد حائز اهمیت است.

در بسیاری از موارد زنها ادعا می کنند مردها بیش از آن که به روابط خانوادگی اهمیت دهند به شغل و موقعیت اجتماعی و کسب درآمدشان اهمیت می دهند و همین امر سبب ایجاد اختلافاتی می شود.

بر اساس تحقیقات انجام شده از نظر آماری گفته اند :

در اکثریت موارد زنها موفقیت را در داشتن یک همسر خوب و یک زندگی خانوادگی خوب و موفق می دانند. و مردها موفقیت را در پیشرفت شغلی و کاری و موقعیت خوب اجتماعی می دانند. مسلما” با توجه به تفاوتهای وجودی بین زن و مرد ، اندیشه ها و رفتارهای متفاوتی نیز مشاهده می شود. مهم این است که بین این تفاوتها هماهنگی و توازن و ارتباطی صحیح برقرار شود و زن و مرد ، تفاوتها و اختلافات یکدیگر را درک کنند و به آنها احترام بگذارند.

کار و تلاش برای بهتر شدن وضعیت زندگی شخصی و خانوادگی بسیار پسندیده است. ولیکن اگر انسان فقط هدفش کار و کسب درآمد باشد مسلما” از اهداف دیگر زندگی دور می شود انسانی موفق است که بتواند به تمام جنبه های زندگی بپردازد و تک بعدی نباشد و در همه ابعاد زندگی تعادل برقرار نماید. بدون شک کار زیاد باعث خستگی جسمی و روحی می شود که همین امر میزان بردباری و انعطاف فرد را کم می کند. باید در کنار کار و فعالیت شغلی به تفریح و سرگرمی و آسایش و پرداختن به امور دیگر زندگی نیز اهمیت داد. مطمئنا” شغل خوب و درآمد خوب وقتی لذت بخش است که انسان بتواند با آرامش خیال از آن در زندگی فردی و یا خانوادگی خود بهره ببرد..

اگر شخصی در کار خود موفق باشد که پیامد آن درآمد بیشتر هم باشد ولی نتواند از آن چه به دست آورده در آرامش استفاده نماید چه لذتی از کار می توان برد؟

.پس ایجاد هماهنگی و تعادل بین کار و امور دیگر زندگی و پرداختن به همه ابعاد وجودی خود و خانواده یک هنر است.خانواده های زیادی را دیده ایم که با داشتن امکانات مادی فراوان باز هم احساس نارضایتی دارند پس صرفا” توجه به بعد مادی زندگی نمی تواند سبب خوشبختی شود. کسانی را می شناسم که برای رسیدن به موفقیت شغلی و کسب درآمد بیشتر تلاش فراوانی داشته اند و اوقات زیادی از زندگی خود را صرف کار و زحمت کرده اند البته ثروتی هم به دست آورده اند ولی به همان نسبت از همسر خود دور شده اند زیرا در طول زندگی ساعات زیادی را به کار و تلاش پرداخته اند و زمانی را هم که در خانه بوده اند به علت خستگی از کار فقط استراحت کرده اند و دیگرحوصله و یا فرصتی برای حداقل صحبت کردن با همسر و خانواده خود را نداشته اند و میزان ارتباطات که کم می شود کم کم میزان درک خواسته ها و نیازها و شناخت و درک متقابل افراد هم کم می شود و به همین ترتیب افراد خانواده احساس دوری و غریبی نسبت به یکدیگر را پیدا می کنند در حالی که این امر به آرامی و به کندی صورت می گیرد ولی در بلند مدت نتایج وحشتناکی را دربر خواهد داشت. چون شاهد اختلافات شدیدی بین افرادی بوده ام که با عشق فراوان زندگی مشترک را شروع کرده بودند و فقط به همین دلایل آن قدر از یکدیگر دور شده بودند که حتی کوچکترین نقطه اشتراکی بین خودشان نمی دیدند، و مدام با هم اختلاف داشتند در حا لی که این اختلافات کم کم به وجود آمده بود و آنها در طول زندگی نتوانسته بودند و یا می توان گفت وقت نگذاشته بودند که در مورد اختلافاتشان در مراحلی که کوچک و کم اهمیت هم بوده صحبت کنند و یا راه حلی برای آنها پیدا کنند و این اختلافات روی هم انباشته شده و به حدی رسیده که فرد تصور می کند هیچ راهی برای حل آنها وجود ندارد و حتی آن ثروتی را که به دست آورده بودند نیز نمی تواند مشکلاتشان را حل کند.

اگر در زندگی زن و مرد و دیگر اعضای خانواده توقعاتشان را بر اساس نیازهای واقعی و ضروری و توانایی های موجودشان تطبیق دهند دیگر مجبور نخواهند شد به خاطر برآورده شدن نیازهای مادی ، ظاهری و غیر ضروری که هرگز پایانی ندارند خود را زیاده از حد توان به زحمت بیندازند.

به نظر من بعضی امور که جزء نیازهای کاذب هستند ارزش به زحمت افتادن و سختی کشیدن را ندارند. داشتن یک شغل خوب و یا داشتن مسکن و یا ماشین و این قبیل چیزها خوب است و هر کسی برای رفع نیازهای خود باید تلاش کند و آنها را به دست بیاورد .

برای مثال یک ماشین شیک و مجهز و یک ماشین معمولی را در نظر بگیرید از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ولی از نظر کارآیی و رفع نیازهای فردی هر دو یکسان هستند هردو ماشین می توانند در تفریح و گردش و یا خرید روزانه و حمل و نقل یکسان عمل کنند و نیازها را برطرف کنند و یا مثلا” یک خانه معمولی و یک خانه مجلل و با شکوه را در نظر بگیرید هر دو از نظر رفع نیاز به مسکن و داشتن یک سرپناه برای زندگی یک عملکرد را دارند فقط از نظر ظاهری متفاوت هستند به نظر من برای داشتن ظواهر بهتر و شیک تر انسان نباید به خود و یا دیگران زحمت دهد به قول معروف آدم نباید خودش را خسته و پیر کند باید از زندگی بهره برد و از لحظه لحظه آن لذت برد . اگر قرار باشد برای داشتن ظواهر و تجملات بیشتر خود را به زحمت بیندازیم و کار و تلاش بیشتری بکنیم مسلما” منجر به خستگی جسمی و روحی بیشتری هم می شود که ممکن است ما را از آن چه که لذت واقعی زندگی است دور کند طوری که نتوانیم از شیرینی عمرو زندگیمان استفاده کنیم از آن جا که عمر در حال گذر است و برگشت پذیر نیست باید لحظه لحظه آن را با ولع بلعید و شیرینی آن را حس نمود.

نیازهای آدمها سه دسته است :

۱- نیازهای واقعی و ضروری

۲- امورغیر ضروری که صرفا” جهت شیک تر و راحت تر بودن زندگی نیاز تلقی می شوند

۳- اموری که افراد صرفا” به خاطر چشم و هم چشمی و فخر فروشی به دیگران احساس می کنند نیاز است

و باور کنید اگر ما بتوانیم توجه خودمان را فقط به رفع نیازهای دسته اول معطوف داریم و در راه برآورده شدن آنها تلاش کنیم و در اصل سطح متوسط که سطح توازن فرد و یک جامعه سالم است را حفظ کنیم مسلما” از عمر و زندگی خود لذت بیشتری خواهیم برد.

توصیه می شود برای داشتن امکانات ضروری تلاش کنید ولی بیشترین وقت خود را با هم و در کنار هم صرف شادی و همدلی کنید تا بتوانید طعم خوشبختی را بچشید.

اهمیت کار از دیدگاه اسلام و تأثیر آن بر زندگی انسان

چکیده

نظام آفرینش و خلقت جهان هستی بر کار و کوشش استوار است و بقای زندگی انسان­ها و اجتماع به آن وابسته است.این نوشتار با روش تحلیل محتوا و جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه­ای در صدد بررسی اهمیت کار از دیدگاه اسلام و تأثیر کار کردن بر زندگی انسان است. از منظر اسلام کار نه تنها به عنوان تأمین زندگی و استقلال اقتصادی و رهایی از وابستگی به بیگانگان ضروری است بلکه به عنوان بهترین عبادت و مقدس­ترین جهاد مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است.کار، هم بر سلامت جسم انسان اثر گذار است و هم بر سلامت روح او؛ با سلامت فرد قطعاً سلامت جامعه نیز تضمین می­گردد و این تأثیر غیر قابل انکار است. کار علاوه بر فقرزدایی از جامعه موجب رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه نیز می­شود. در واقع کار جوهره انسان است و همین کار معقول و جهاد علمی آدمی است که او را از دیگر مخلوقات متمایز ساخته است.

کلیدواژه­ها: کار- اهمیت کار-اسلام- تأثیر-زندگی انسان.

مقدمه

یکی از مقدس­ترین واژه­هایی که در متون اسلامی مورد استفاده قرار گرفته، واژه کار می­باشد. درقرآن و سنت، افرادی که در زمین و دریا با استفاده از مواهب الهی برای کسب روزی حلال تلاش می­کنند ستوده شده و با کسانی که در راه خدا جهاد می کنند برابر شمرده شده­اند و در مقابل از افراد بیکار و تنبل به عنوان افرادی کم ارزش وغیر قابل اعتماد و دور از رحمت حق یاد شده است.

نویسنده بر آن است که اهمیت کار را در اسلام بیان نموده و تأثیرات آن را بر زندگی انسان مورد بررسی قرار دهد.کار هم بر زندگی فردی انسان اثرگذار است و هم بر زندگی اجتماعی او تأثیرات مثبتی دارد. علاوه بر این که خداوند در قرآن با بیان کار و تلاش انبیای الهی، ارزش و اهمیت کار و تأثیر آن بر زندگی انسان را به خوبی تبیین کرده است منابع دینی ما نیز مملو از روایاتی است که به این امر تأکید فراوان کرده و آن را از بهترین و ارزشمندترین عبادت­ها شمرده است.

تعریف کار

کار از نظر لغوی به معنای فعل و عمل و کردار انسان استو در اصطلاح،فعل یا همان انجام دادن هر تلاش و کوششی است که «با قصد» یا «بی قصد» انجام می گیرد.

از سخنان حضرت علی(ع)نیز می­توان چنین فهم نمود که کار عبارت است از تلاش و کوشش انسان­ها برای آماده کردن زاد و توشه آخرت در طول دوران زندگی در دنیای مادی

امروزه واژه «کار» به فعالیتی نسبتاً دائمی که به تولید کالا یا خدمات می­انجامد و به آن دستمزدی تعلق می­گیرد اطلاق می­شود.کار با این تعریف دارای سه خصوصیت است نخست این که باید مبتنی بر فعالیت فکری و بدنی باشد دوم این­که از طریق کار، کالایی تولید شود و یا خدمتی عرضه گردد و سومین خصوصیت لزوم پرداخت دستمزد در قبال انجام کار است.

کاربرد واژه کار در قرآن

در قرآن، عمل و کار به عنوان یک تعهد و تکلیف اسلامی به دو صورت مطرح گشته است:

اول: به صورت عام که هرگونه حرکت و تلاش را در بر می­گیرد اعم از این­که اقتصادی باشد یا عبادی یا فرهنگی یا سیاسی و . . . مانند آیه «وَ أَن لَّیْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَی‏؛ وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَی‏؛ ( و اینکه انسان به جز کار و تلاشش سرمایه‏ای ندارد؟ و این­که نزد وی سعی خود را خواهد دید؟) »

دوم: به صورت خاص یعنی کار اقتصادی؛ در برخی آیات الهی از کار و کوشش فقط کار اقتصادی اراده شده است مانند: «وَ جَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِّن نخَّیلٍ وَ أَعْنَابٍ وَ فَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ؛ لِیَأْکُلُواْ مِن ثَمَرِهِ وَ مَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَ فَلَا یَشْکُرُونَ؛ و در آن باغها و نخل­ها و انگورها قرار دادیم و در آن چشمه‏هایی روانکردیم؛ تا مردم از ثمره آن و کارهای خود برخوردار شوند آیا باز هم شکرگزاری نمی‏کنند؟»

حکمت کار

در وجوب تکوینی و تشریعی کار، حکمت بزرگی وجود دارد که امام صادق uآن را بیان فرموده است: «و لو کُفِیَ الناس کل ما یحتاجون الیه لما تهنّئوا بالعیش و لا وجدوا له لذه؛اگر مردمان هر چه را می­خواستند حاضر و آماده در اختیار داشتند زندگی برای آنان گوارا نمی­شد و لذتی از آن نمی­بردند»

لذت بردن حقیقی از زندگی برای انسان از راه کار و کوشش حاصل می­شود و این امر در ساختن فرد و اجتماع بسیار مهم است به گونه­ای که پیشرفت هر ملت وابسته به آن است بنابر این لازم است که برای آن برنامه­ریزی شود و آموختن را در برنامه­های تعلیمی و تربیتی نوجوانان بگنجانند تا آنان دوستدار کار تربیت شوند و وجودشان با کار و عشق به کار کردن ممزوج گردد. انسان تنبل و بیکاره ارتباط فیزیکی خود را ـاز لحاظ فکری و بدنی ـ با جهان و آنچه در آن است قطع می­کند و خود را با عالم بیگانه می­یابد همچنین نسبتبه امکانات و مواهب خویش نیز احساس بیگانگی می­نماید از این رو از زندگی به صورتی واقعی و درهم تنیده با واقعیت انسان و زندگی او و هماهنگ با طبیعت خلاق اجتماع بشری لذتی نمی­برد.

ارزش واهمیت کار

کار در اسلام دارای جایگاه ویژه­ای است و نوعی عبادت به شمار می­آید چنان­که روایت کرده­اند روزی رسول خدا(ص)با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند در آن میان چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت یاران پیامبر(ص) گفتند: اگر این جوان نیرومند نیرو و انرژی خود را در راه خدا مصرف می­کرد چقدر شایسته ستایش بود. حضرت فرمودند: این سخن را مگویید اگر این جوان برای تأمین معاش می­کوشد و انگیزه او بی نیازی از دیگران است در راه خدا قدم برداشته و اگر هدف او پذیرایی از پدر ومادر ناتوان خود باشد باز هم در راه خدا کار می­کند. اگر هم مقصود او سرو سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدسی دارد.

هم چنین رسول خدا(ص)سعی و تلاش انسان برای تأمین معاش زندگی را با جهاد مجاهد مساوی دانسته و فرموده است: «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله»

اهمیت کار در مکتب اسلام به حدی است که بعد از وجوب نماز که ستون دین اسلام است به وجوب کار اشاره شده است چنان که امام صادق(ص)از رسول گرامی اسلام(ص)روایت می­کند :«طلب الکسب فریضه بعد الفریضه»پس از نماز واجب، کار کردن و داشتن کسب و کار واجب است. البته کار با قید حلال بودن تحت حکم وجوب قرار می­گیرد و رسول خدا(ص)در روایتی دیگر به این مهم اشاره کرده و فرموده اند:«طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه» و برای کار کردن زمان خاصی معین نفرموده اند امام علی علیه السلام فرمودند: «فی کل وقت عمل» در هر وقتی باید کار کرد. چه بسا که مردمان به علت کمی وقت در روز یا شدت گرما نیازمند آن می شوند که در شب نیز کار کنند و یا برخی کارها به طور شبانه روزی باید انجام گردد که محدود کردن آن به زمان خاصی نه در جریان زندگی جایگاهی دارد و نه درسخنان پیشوایان دین.

الف- ارزش کار در زندگی فردی انسان

ارزش طبیعی کار

کار به همکاری آدمی با طبیعت و لمس کردن قوانین آن می انجامد تا از این راه مواهب طبیعی را استخراج کند و با رموز طبیعت انس گیرد پس انسان –با کار خود- به همکاری با طبیعت و مظاهر و نمودهای آن بر می­خیزد و طبیعت نیز با انسان همکاری می­کند و در او آثار مثبت بزرگی پدید می­آورد کهسبب پرورده شدن و گسترش یافتن افق­های وجودی انسان و تجارب او می­شود.

انسان در ضمن کار چیزهایی را کشف می­کند که پیش از آن برای وی مکشوف نبوده است. پس کار، آموزشگاه شناخت و تجربه است چون که چیزهایی را که نمی­دانسته است به او می­آموزد و برای او از روی قوانین طبیعت پرده بر می­دارد و همچون عقل عملی نیرومندی می­شود که به وسیله آن بر آفاق تسلط پیدا می­کند زیرا که چشمان وی بر روی طبیعت و آنچه در آن است باز می­گردد و از تلاش­های سنگین و افزار و ادوات دقیقی که برای بهره برداری از طبیعت و مسخر کردن آن ضرورت دارد آگاه می­شود و از این راه پیوندهای ثانوی و اسرار پیچیده موجود در جهان برای انسان مکشوف می­گردد که چه بسا بدون پرداختن به کار اکتشاف آنها غیر ممکن می نمود.

بنابر این می­توان چنین گفت که علم حاصل شده برای بشر از راه کار و تلاش مستقیم از روزگار دیرین تا هم اکنون ارزشی دارد که نباید در زندگی انسان و تکامل شگفت انگیز آن کم اهمیت شمرده شود.

ارزش اخلاقی کار

کار، فرد را از بیکاری و تنبلی جدا کرده و انگیزه سعی و کوشش رادر آدمی زنده می­سازد و باعث تربیت اخلاقی و پرورش شخصیت فرد می گردد. کارکیمیاست و مس وجود انسان را به طلا تبدیل می نماید. انسان مجاهد با دوری از بیکاریفاسد کننده، خود را به تعالی اخلاقی و جهاد معنوی نزدیک می­سازد.
ارزش عبادی کار

اسلام کار و طلب روزی حلال را بالاترین عبادت، معرفی نموده است چنان­که پیامبراکرم(ص) می‌فرماید: «العباده سبعون جزاً افضلها طلب الحلال». عبادت هفتاد جزء دارد برترین آنها کار و کوشش برای بدست آوردن روزیحلال است.

شخصی می­گوید: دیدم امام باقر(ع)مشغول کار است و در اثر شدتکار، عرق از پیشانی مبارکش می ریزد، با خود گفتم: این مرد بعید است جانشین امامسجاد(ع)باشد، او چقدر حریص به دنیا است که این اندازه خود را در راه آن به زحمتانداخته است! به منظور موعظه و نصیحت او، به حضورش رفتم، به او گفتم: خدا تو رااصلاح کند، تو از بزرگان قریش هستی، در این ساعات گرم و آتشین روز، خود را برایدنیا به زحمت انداخته ای؟! اگر اجل فرا رسد، جواب خدا را چه خواهی داد؟!

حضرت بعد از شنیدن سخنان من فرمود: اگر مرگ در این حال فرا رسد،به خدا قسم من در حال اطاعت خدا هستم و به این وسیله می­خواهم خود را از منت تو ومردم حفظ کنم. راوی گفت: من می­خواستم تو را موعظه کنم ولی تو من را موعظه و هدایتنمودی

در این روایت نکات درس آموز و فرهنگ سازی مشاهده می­شود:اول:حضرت کار را اطاعت خداوند می­داند دوم:کار را مایه افتخار و بندگی معرفی می­کند سوم:با توجه به این که معصومین علیهم السلام به شدت از قسم خوردن پرهیز می­کردند برای تصحیح اندیشه افراد در مورد ارزش کار قسم یاد می­کند.

ارزش کار در زندگی اجتماعی انسان

یکی از رکن­های اساسی در زندگی اجتماعی، کار و کوششانسان­ها می باشد. کار و فعالیت در جامعه دارای نقش و کارکرد اساسی است. کار وتلاش، یک جامعه را به مرزهای توسعه و ترقی نزدیک ساخته و باعث آبادانی و رشد آنسرزمین می­شود.

کار و تلاش یک ضرورت اجتماعی است و کارگر با نتیجه کار و تولید خویش هم به اجتماع سود می­رساند و هم خود از کارها و تولیدات خود و دیگران بهره می­برد بدین گونه از رکود و سکون و مهمل بودن و از مردمان دور بودن بیرون می­آید و به حرکت و فعالیت و تحمل رنج و انس گرفتن با دیگران دست می­یابد بنابر این بار خود را بردوش دیگران نمی­گذارد و از مردمان جدا نمی­ماند. چنین انسانی احساس امید می­کند و به آینده همچون فردی امیدوار و با نشاط می­نگرد و از چنگال نومیدی و اهمال و بیهودگی و تکرار ملال انگیز و دیگر آثار منفی بیکاری و مفاسد فراغت رهایی پیدا می­کند. این همان چیزی است که امام صادق(ص) به آن اشاره می­فرماید:«و هکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر و العبث و البطر إلی ما یعظم ضرره علیه وعلی من قرب منه و اعتبر ذلک بمن نشأ فی الجده و رفاهیه العیش و الترفه و الکفایه و ما یخرجه ذلک إلیه»

بدین گونه اگر انسان از پرداختن به کاری آسوده باشد (و بدون کار زندگیش تأمین گردد)، از ناسپاسی و سرمستی به جایی می­رسد که زیان آن برای او و نزدیکانش بس بزرگ خواهد بود؛ مثلاً کسی را در نظر بگیرید که در دارایی و آسایش و رفاه زدگی و دسترس داشتن به همه چیز بزرگ شده است و سرانجام کارش به کجا کشیده است».

اهمیت کار در سیره پیامبران و اوصیای دین

یکی از مهم­ترین عوامل رشد و تربیت و تکامل انسان، وجود الگو و نمونه رفتاری است .اولیای الهی به عنوان الگوهای تربیت شده الهی نقش خود را به بهترین وجه ایفا می­کنند. روشن است که در میان عوامل تربیتی موجود برای انسان، رفتار و عمل آدمی بیشترین تأثیر را بر انسان می­گذارد.اولیای الهی علاوه بر سخنانشان که حجت است، منش، رفتار و شیوه زندگی آنان نیز برای انسان­ها حجت است.

انبیاء و رهبران دینی همواره به کار و کوشش مشغول بودند و در این زمینه الگوی عملی مسلمانان بودند به نحوی که پیامبر اکرم(ص)خود به تجارت و سفرهای بازرگانی اشتغال داشته است و حتی قبل از نبوت نماینده حضرت خدیجه سلام الله علیها در امور تجاری بوده است. رسول خدا(ص) درکنار مسلمانان درساخت مسجد مدینه شرکت داشتند،و سنگ ها را همانند دیگران حمل می­کردند، در جنگ احزاب درحفر خندق با مسلمانانمشارکت داشته و کلنگ می­زدند. درمسافرت­های دسته جمعی که کارهاتقسیم می­شد، او نیز کاری را به عهده می­گرفت و گاه برای پختن غذا هیزم جمع می­کرد. حتی در داخل خانه نیز همسرانش را یاری می­داد.

در بعضی از روایات هم این واقعیت وجود دارد که ائمه علیهم السلام تنها برای به دست آوردن سود و نه برای تامین نیاز زندگی، افرادی را برای تجارت از طرف خود گمارده‌اند حضرت علی(ع)در کنار پرداختن به امور دینی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان، به فعالیت‌های اقتصادی در نخلستان و باغ‌ها نیز اقدام می‌نمودند. حضرت امام صادق(ع)نیز با اینکه درزمینه گسترش علم و دانش فعالیت می نمودند، به کشاورزی و کار در مزرعه نیز میپرداختند. امام کاظم(ع) نیز در مزرعه خودشان به فعالیت مشغول بودند.

پیشوایان دینی و امامان معصوم، مسلمانان را از بیکاری و تنبلیپرهیز می دادند. ایشان همواره یاران و اصحاب خود را به کار و کوشش دعوت نموده و ازتنبلی و سربار دیگران بودن برحذر میداشتند. بیکاری و تنبلی باعث می شود تا انساننتواند نیازها و خواسته های خود را تأمین نماید و سربار دیگران می گردد رسول اکرم(ص)به یارانش فرمودند: «ملعون من القی کلّه، علی النّاس؛ هر کس بار زندگی خود را بردوش مردم اندازد، از رحمت الهی به دور است.»

تأثیر کار بر زندگی انسان

الف- آثار فردی

کار تأثیرات مثبتی بر جسم و روح انسان دارد و موجبات پیشرفت و کمال آدمی را فراهم می­آورد از جمله این آثار عبارتند از:

تأثیر کار بر سلامت جسم

کار یکی از عوامل مهم درایجاد و حفظ سلامت جسمانی و روانی انسان است و در نتیجه به صورت غیر مستقیم ضامن پیشگیری از بسیاری از بیماری­های جسمی، روحی و اخلاقی خواهد بود. بنابر این برای آنان که خواهان روان و بدنی سالم هستند کار و تحرک و فعالیّت نسخه­ای شفا بخش است. چنان­که حضرت علی(ع)فرموده است:«من یعمل یزدد قوه،من یقصر فی العمل یزدد فتره»هر کس کار کند نیرویش افزون­تر می­شود و هر که در کار کردن کوتاهی نماید سستی او افزایش می­یابد. گفتنی است با داشتن جسم سالم زمینه برای روح و عقلی سالم نیز آماده می­شود همان­گونه که در مقابل، جسم بیمار و ناسالم می­تواند بستری برای بسیاری از ناهنجاری­های اخلاقی و روانی باشد کار یکی از عوامل مهم سلامتی جسم و روح است.

افزایش احساس عزت و شخصیت

یکی از مهم ترین تأثیرات شگرف کار در مسأله شخصیت سازی آن نهفته است. انسان­ها از نگاه قرآن همانند هیولای نخستین و ماده ابتدایی هستند که قابلیت پذیرش هر گونه تغییر و تحولی را دارند و به فعلیت­های مختلف می رسند. قوه اختیار و استعداد تغییر و تحول در آدمی است که او را از سایر موجودات متمایز می­سازد. از این رو استاد علامه حسن زاده آملی انسان را جنس الاجناس می­داند که قابلیت تبدیل و تحول به هر ماهیت نوعی را می­یابد. بر اساس تعابیر روائی، روح انسان وجودی الهی دارد و در ابتدا همانند لوح سفیدی است که هیچ نقطه تاریکی در وجود او نیست ولی رفته رفته با اعمال و کارهایی که با اختیارخود انجام می­دهد بر درخشانی یا تاریکی آن می­افزاید. با هر کار خطا، نقطه تاریکی روی آن پدیدار می شود تا جایی که سیاه می شود و قابلیت های خود را از دست می­دهد.

از جمله نتایجی که کار به دنبال دارد افزایش عزت و شخصیت آدمی است و بالاترین بی نیازی بنابه فرموده پیامبر(ص) عزت نفس استبدیهی است که هر چیزی که باعث محترم شدن شخصیت انسان در نظر خودش و دیگران باشد، شایسته تکریم و تعظیم است و به همین دلیل است که در اسلام کار مورد احترام و شایسته تکریم است.

خداوند در آیاتی از قرآن به صراحت از شاکله و شخصیت وجودی انسان که با عمل ساخته می­شود سخن می گوید و تأکید می کند که رفتارهای آینده آدمی نیز بر اساس همین شخصیت و شاکله وجودی بنا نهاده می شود. آنجا که می فرماید:« تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ لَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَ لَا تُسَألُونَ عَمَّا کاَنُواْ یَعْمَلُون‏؛بهر حال آنها امتی بودند و رفتند و هر چه کردند برای خود کردند شما هم هر چه بکنید برای خود می‏کنید شما از آنچه آنان می‏کردند بازخواست نخواهید شد.»

معلی ‌بن خنیس می‌گوید: امام صادق(ع) مرا دید که دیر به بازار برای انجام کار خود می‌روم فرمود: «اعذ الی عزک، صبح زود بطرف عزت و بزرگی خود بیرون برو». برخلاف کسانی که کار را برای خود ننگ می‌دانند یا بهکارگر به چشم حقارت نگاه می‌کنند، رئیس مذهب شیعه، کار را سبب و عزت کارگر می‌ شمرد.

کسب آرامش و آسایش

شهید مطهری تمرکز خیال را موجب انضباط فکری و توفیق­های ناشی از آن می­داند که در واقع ناشی از کار و کنده شدن از افکار پراکنده و بیهوده است. انسان همواره در پی بدست آوردن آرامش و آسایش در زندگی خویش است. برای رسیدن به این منظور از هیچ کاری فرو گذار نمی­کند. از آنجا که انسان­ها میل به جاودانگی دارند همواره در پی سعادتی ابدی و پایدارند، سعادتی که سرشار از آرامشی ابدی و تمام ناشدنی باشد. از نظر قرآن ریشه هر سعادتی در اندیشه و کار آدمی نهفته است. انسان برای رسیدن به آن باید در مسیر درست گام بردارد. از آنجا که جامعه از تک تک افراد تشکیل شده، رابطه فرد با جامعه رابطه ای مستقیم و تنگاتنگ است.

خداوند در آیه ۱۱۲ سوره نحل با ارائه مثالی این معنا را گوشزد می­کند که آرامش و آسایش جوامع در گرو اندیشه و کار نیک است، زیرا در شرایطی آرامش و امنیت به جامعه باز می­گردد که همه انسان­ها در مسیر درست بیاندیشد ورزند و کار کنند تا در نتیجه برکات از آسمان و زمین به سوی ایشان روانه شود.

«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ ءَامِنَهً مُّطْمَئنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کلُ‏ِّ مَکاَنٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُون‏؛ خدا مثلی می‏زند، سرزمینی که امن و آرام بود و روزیش از هر طرف به فراوانی می‏رسید آن گاه منکر نعمت­های خدا شدند و خدا به سزای اعمالی که می‏کردند پرده گرسنگی و ترس بر آنها کشید .

تمرکز خیال

کار و فعالیت موجب سرگرمی فکری است یعنی فکر انسان متوجه اصلاح کار خویش است و این به نوبه خود دو نتیجه دارد یکی اینکه دیگر مجالی برای فعالیت قوه خیال و هوسهای شیطانی باقی نمی­ماند و دیگر اینکه فکر انسان عادت می­کند که همواره منظم کار کند از بی انتظامی و پریدن از شاخه به شاخه ای دیگر خلاص گردد. بدیهی است که از اصول شخصیت آدمی همان استواری و استحکام و انتظام فکر اوست علاوه بر اینها کار و فعالیت و به مصرف رسیدن درست انرژیهای ذخیره بدن، به روح، صفا و به دل، نرمی و خشوع می­دهد و بر عکسِ بیکاری، موجب کدورت و تاریکی روح را فراهم آورد و موجب قساوت و سختی دل می شود چنانکه امام صادق(ع) به آن اشاره فرموده است:«. . .و کان الناس أیضاً یصیرون بالفراغ إلی غایهالاشر و البطر حتی یکثر الفساد و یظهر الفواحش»

«اگر کار نمی بود و ضرورت نمی داشت آدمی با فراغتی (بیکاری)که برایش پیش می آمد به ناسپاسی و سرمستی گرفتار می­شد و تباهی و زشتکاری همه جا را می­گرفت.» امام(ع)در بخش دیگری از همین حدیث به این مطلب اشاره می­کند که کار و اشتغال، آدمی را از ناسپاسی و سرمستی و بی بند و باری و سقوط در امان نگاه می دارد.

اندیشه انسان است که نوع رفتار آدمی را رقم می­زند و انسان­ها بر اساس اندیشه خود سرنوشت خود را تعیین می کنند. انسان زمانی می­تواند درست اندیشه کند که بتواند قوه خیال خود را از اوهام و خیالات باطل دور نگه دارد.«خیال مرغی است بس پرواز کن که در هر آنی به شاخی خود را می­آویزد و این موجب بسی بدبختی­ها است. خیال یکی از دست آویزهای شیطان است که انسان را به واسطه آن بیچاره کرده و به شقاوت دعوت می­کند»با کنترل قوه خیال انسان قادر است بهترین مسیرها را بپیماید. بهترین راه کنترل خیال انجام کار و فعالیت است زیرا زمانی که به کار و فعالیت می­پردازد کمتر فرصت فکر کردن به امور مختلف را بدست می آورد و بیشتر حواسسش به کاری است که انجام می­دهد. زمانی که عمل صالح و شایسته ای انجام می دهد سعی دارد که حواس خود را متوجه خداوند و عملی که برای رضای او انجام می­دهد نماید و از خیال بد به دور باشد ولی زمانی که بیکار است ممکن است نتواند بر قوه خیال خود تسلط یابد و اسیر اوهام می شود.

شهید مطهری در تفسیر کلام حضرت علی(ع)که فرمود: «اگر تو نفس را به کار مشغول نکنی او تو را به خودش مشغول می کند»می نویسد :«وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد آن کار و شغل، او را به سوی خود می کشد و جذب می کند و به او مجال برای فکر و خیال باطل نمی دهد.»

کار،سبب ایمان و مردانگی

امام صادق(ع)فرمود: اصلاح المال من الایمان. «کار و تلاش کردن» اصلاح و تربیت و تنظیم مال از ایمان است. و در جای دیگر فرمود: بر تو باد که مال خود را اصلاح نمایی، چه این از بزرگواری است و موجب بی‌نیازی از افراد پست می‌گردد.

در حدیثی می­خوانیم پیامبر اسلام(ص) هرگاه شخص بیکاری را میدیدند، تعجب می­کردند و می­پرسیدند: آیا شغل و کاری ندارد؟ اگر در پاسخ می گفت:شغلی ندارد، حضرت می­فرمودند: او از چشم من افتاد! مردم می­پرسیدند چرا از چشم شماافتاد؟ می­فرمودند: انسان مؤمن هرگاه شغلی نداشته باشد، از دینش مایه می­گذارد (وآن را تباه می­کند.)»

مقام معظم رهبری در خصوص کار و کارگر فرموده است: من به کارگران سفارش می‌کنم در هر بخشی و در هر جایی که مشغول هستند کار را عبادت بدانند. این کاری که شما برای توسعه و پیشرفت کشور می‌کنیدیک عبادت قطعی است. به مسئولان هم سفارش می‌کنم که ارزش طبقات کارگر و محروم و مستضعف و این مردم مؤمن را بدانند. کارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند که وجود آنها چقدر در سرنوشت یک ملت مؤثر است.

رستگاری

کار و تلاش علاوه بر این­که در زندگی دنیوی انسان تأثیرات فراوانی دارد بر زندگی اخروی او نیز اثرگذار است و موجبات رستگاری او را فراهم می­آورد چنان­که در روایتی آورده­اند: هنگامی که پیامبر خدا(ص)از جنگ تبوک بر می­گشت سعد انصاری یکی از کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد وقتی رسول خدا rبا او دست داد لمس دست های زبر و خشن مرد انصاری حضرت را تحت تأثیر قرار داد و برای همین از او پرسید: چرا دستان تو این طور کوفته و خشن شده آیا ناراحتی خاصی به تو رسیده؟ عرضه داشت: یا رسول الله!خشونت و زبری دستان من بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله آنها زحمت می­کشم و مخارج خود و خانواده ام را تأمین می­کنم در این هنگام پیامبر اکرم rدست او را بوسیده و فرمودند:«این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد»

پاداش فراوان

امام هشتم(ع) فرموده­اند: «کسی که به اندازه آسایش خانواده اشدنبال کار و فضل الهی می رود، پاداش او از رزمندگان در راه خدا بیشتر است»

نکات مهمی در این روایت آمده: اولاً: کار و درآمد فضل و عنایتالهی خوانده شده نه درآمد زور و بازوی کارگر؛ چون خدا به انسان توان داده و زمینهکار و توفیق را فراهم کرده است. طبیعی است که این تفکر همیشه انسان را به یاد خدانگه می­دارد و لحظه به لحظه از او استمداد می­جوید. ثانیاً: مهم ترین وظیفه یک مردبرآوردن نیاز اهل و عیال و نیز خدمت به کشور و جامعه است.

ثالثاً؛ این که پاداش کارگر بالاتر از مجاهدان در راه خدادانسته شده ممکن است از این جهت باشد که رزمندگان اسلام در صورتی می­توانند بادلگرمی در میدان نبرد بجنگند که کارگران و کارمندان با کار و تلاش در پشت جبههنیازهای آنان را برطرف سازند.

پاداش کار و تلاش نه تنها به اندازه پاداش جهاد است بلکه در روایات جایگاه کارگر همطراز انبیاء شمرده شده چنان­که پیامبر اکرم(ص) فرموده­اند: «هر کس از زحمت و تلاش خویش روزی خود رابه دست آورد، در روز قیامت در صف پیامبران قرار گرفته و به ثواب آنان نائل خواهدشد». آری همچنان که انبیاء برای نجات بشر از گمراهی و رهائی از سلطه طاغوت تلاش میکنند، یک کارگر و کاسب و تاجر نیز تلاش می کند خانواده و جامعه را از ذلت پذیری درمقابل دیگران و دشمنان نجات داده به عزت و سربلندی برسانند.

ب- آثار اجتماعی کار

از نظر قرآن منشاء تحولات جوامع بشری مبتنی بر عملکرد و کار مردم است. در تاریخ هر جا تغییر و تحولی رخ داده چه مثبت و چه منفی ریشه در عملکرد مردم داشته است.این انسانها هستند که تعیین می کنند چه سرنوشتی داشته باشند . هر پیروزی و شکستی که رخ می دهد نتیجه رفتار انسانهاست.

خداوند درقرآن انگشت روی نقطه اصلی «دردها»و «درمان­ها» و عوامل پیروزی و شکست گذارده و می­فرماید:برای یافتن عامل اصلی این عناصر لازم نیست آسمانها و زمین را جستجو کنید و یا به دنبال عوامل موهوم و پنداری راه بیافتید بلکه کافی است تنها در وجود، در فکر و روحیه و اخلاق خود و در نظامات اجتماعی خودتان جستجو کنید هر چه هست در اینجا است.

«کَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَفَرُواْ بَِایَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقَابِ ذَالِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیرًا نِّعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلیَ‏ قَوْمٍ حَتیَ‏ یُغَیرِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ مانند شیوه خاندان فرعون و آنان که پیش از ایشان بودند (که) به آیات خدا کفر ورزیدند، پس خدا به گناهانشان بگرفت که خدا نیرومندی است شدید العقاب (و) این بدانست که خدا تغییر دهنده نعمتی که به قومی ارزانی داشته نیست تا آنکه خود ایشان تغییر دهند آنچه را که در خودشان است (با علم به اینکه) خدا شنوای دانا است.»

ملت­هایی که فکر و اندیشه خودر را به کار انداختند دست اتحاد و برادری به هم دادند سعی و تلاش و اراده و تصمیم نیرومند داشتند و به هنگام لزوم جانبازی و فداکاری کردند و قربانی دادند به طور قطع پیروز شدند اما هنگامی که رکود و سستی و تنبلی، جای سعی و کوشش را گرفت غفلت و بیخبری به جای آگاهی و تردید و دودلی به جای تصمیم قاطع، محافظه کاری به جای شهامت، نفاق و تفرقه به جای اتحاد، تن پروری و خودخواهی به جای فداکاری و تظاهر و ریاکاری به جای اخلاص و ایمان نشست سقوط و نکبت آغاز شد.

خداوند در این آیات به نقش و اهمیت بسیار حیاتی کارهای مردم در تحولات تاریخی جوامع بشری اشاره می کند و درجایی دیگر با تأکید مستقیم بر نقش عمل و کار در زندگی فردی و جمعی روشن می سازد که چرا و چگونه جوامع دچار تحولات و تغییرات شگرف می شوند.

لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَینْ‏ِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یحَْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیرُِّ مَا بِقَوْمٍ حَتیَ‏ یُغَیرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍبرای انسان مأمورانی است که از جلو رو و از پشت سرش، او را از فرمان خدا حفاظت می‏کنند، و خدا نعمتی را که نزد گروهی هست تغییر ندهد، تا آنچه را که ایشان در ضمیرشان هست تغییر دهند، و چون خدا برای گروهی بدی بخواهد هیچ چیز نمی‏تواند جلو آن را بگیرد و برای ایشان غیر از خدا اداره کننده‏ای نیست.

خداوند در این آیه اشاره به قانونی سرنوشت ساز و حرکت آفرین و هشدار دهنده دارد. قانونی که یکی از پایه­های اساسی جهان بینی و جامعه شناسی در اسلام است و تأکید می­کند که مقدرات انسانها بستگی به عملکرد آنان دارد نه شانس و اقبال و . . . و چیزی جز اراده و خواست ملتها و تغییرات درونی، آنان را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خدا نمی سازد و هر گونه پیروزی و شکستی که به قومی رسیده از همین جان سرچشمه گرفته است.

رشد و شکوفایی اقتصاد جامعه

از دیگر آثار کار باید به رشد اقتصادی و شکوفایی ملت­ها اشاره کرد همانطور که در تعریف کار اشاره کردیم از خصوصیات آن این است که از طریق کار، کالایی تولید می­شود یا خدمتی عرضه می­گردد و در قبال انجام آن دستمزدی پرداخت می­گردد.همین امر سبب می­شود که سرمایه اقتصادی یک جامعه به گردش در آمده و بر رونق اقتصادی آن افزوده شود.

البته باید توجه داشت در اسلام کیفیت کار همواره بیشتر از کمیت آن اهمیت دارد. از آنجا که اقتصاد باید هماهنگ با اعتقاد باشد کسب و کار باید هماهنگ با نظام ارزشی اسلام باشد بنابر این اگر کسی اسلام را درست شناخت و حقایق را باور کرد خود را گرفتار شح نفس و بخل نمی­بیند در اثر تربیت اسلامی خود را از آن نجات می­دهد زیرا از مکتب قرآن آموخته است که: «وَ الَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَ الْایمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیهِمْ وَ لَا یجِدُونَ فیِ صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِّمَّا أُوتُواْ وَ یُؤْثِرُونَ عَلیَ أَنفُسِهِمْ وَ لَوْ کاَنَ بهِمْ خَصَاصَهٌ وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و نیز سهمی از آن غنائم از آن کسانی از اهل مدینه است که در مدینه و در قلعه ایمان جای دارند و قبلاز مهاجرین ایمان آورده بودند و هر مؤمنی را که از دیار شرک به سویشان هجرت می‏کند دوست می‏دارند و وقتی اسلام به آنان چیزی می‏دهد در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمی‏کنند و مهاجرین را بر خود مقدم می‏دارند هر چند که خود نیز محتاج باشند. و کسانی که بخل درونی خود را به توفیق خدای تعالی جلو می‏گیرند رستگارند.»

فقر زدایی

اصلی­ترین عامل فقر زدایی در جوامع روی آوردن به کار و تلاش به شیوه صحیح آن است حتی اگر فرد نخواهد برای دنیا و آخرت خود قدم بردارد و از فواید کار بهره مند گردد حداقل می­تواند با کار و تلاش خود در راستای اهداف عالی جامعه که یکی از اهداف فقر زدایی و ارتقاء سطح اقتصادی افراد جامعه است گام بردارد.

با نگاهی گذرا به جوامعی که دچار فقر و بدبختی­های مختلف هستند می­توان دریافت که عامل اصلی این معضلات اجتماعی عدم توجه به ارزش و اهمیت کار در این جوامع است به این معنا که تنبلی افراد باعث شده که به این وضع دچار شوند. از این رو خداوند عامل اصلی گرفتاری های بشر را رفتارهای آنان بر شمرده چنانکه در سوره نحل تأکید می­کند عمل و رفتار درست و صحیح انسان می تواند درهای رحمت الهی را به روی انسانها بگشاید و آنان را به کمال سعادت در دنیا و آخرت برساند همچنان که کارهای ناشایست می تواند منجر به کفران نعمت و در نتیجه سلب این سعادت شود.

در حدیثی از پیامبر(ص)آمده است:«إذا أعسر أحدکم فلیخرج و لا یغم نفسه و أهله» اگر کسی از شما گرفتار عسرت و تنگی شد باید دنبال کار برود و خود و خانواده اش را گرفتار غم و اندوه (فقر) نسازد.در جای دیگر می فرماید: «لو أن رجلاً أخذ حبلاً فیأتی بحزمه حطب علی ظهره فیبیعها فیکفَبها وجهه خیر له من أن یسأل؛اگر مردی ریسمانی برگیرد و پشته هیزمی جمع کند و آن را بر پشت خود نهاده بیاورد و بفروشد و بدینسان (با هیزم کشی) آبروی خود را نگاه دارد بهتر از آن است که دست سؤال پیش کسی دراز کند.»فقر و ناداری عامل بسیاری از انحرافات اجتماعی و فسادهای اخلاقی است. علاوه بر آن می­تواند موجب تشویش خاطر،اضطراب، ضعف روحی، بدبینی و بدگویی به همه چیز و همه کس و حتی خداوند و مقدسات شود و سرانجام به تعبیر امام علی(ع) به کفر و رویگردانی از دین بیانجامد.

امیرالمؤمنین علی(ع) به فرزندش محمد حنفیه فرمودند:«یا بنی إنی أخاف علیک الفقر فاستعذ بالله منه فإن الفقر منقصه للدین، مدهشهللعقل،داعیه للمقت»فرزندم !من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص، عقل را سرگردان و عامل دشمنی است.

طبیعی است که آثار منفی فقر تنها در حیطه زندگی شخصی باقی نمی­ماند بلکه برای جامعه دارای اثر تخریبی است. جامعه دل مرده و افسرده و وامانده از نشاط، نه تنها ارتقاء معنوی نخواهد داشت بلکه در صحنه رقابت از دیگر جوامع عقب می­ماند در حالی که اسلام، خواهان جامعه­ای معنوی و الهی و در عین حال سالم و از نظر اقتصادی و علمی پیشرفته است. جامعه اسلامی باید والاترین مراتب معنوی و مادی را دارا باشد و اصولاً دین اسلام به همین منظور برای انسانها فرستاده شده است..

نتیجه

در آموزه­های دین اسلام ارزش کار هم­ردیف جهاد و جایگاه کارگر هم طراز انبیاء بیان شده است .ارزش کار فقط به لحاظ مادی و کسب درآمد و ثروت نیست،کار همگانی باعث رشد و توسعه جامعه گشته و کشور را به سوی شکوفایی اقتصادی و پیشرفت اجتماعی سوق می­دهد و اعضای آن جامعه را انسان­هایی فرهیخته و سالم بار می­آورد. کار برای همه زمان­ها و همه افراد بیان شده و به انسان توصیه شده که هم برای تأمین نیازهای دنیوی و هم کسب رستگاری در آخرت باید تلاش کند.به طور کلی کار دو اثر کلی در زندگی فردی انسان دارد اول این­که موجب سلامت جسم می­گردد و دوم سلامت روح را به دنبال دارد و موجب کسب آرامش، تمرکز خیال،افزایش احساس عزت ، کسب مردانگی و رستگاری گشته و پاداش فراوانی نیز به دنبال دارد در جامعه نیز موجب فقر زدایی که مهم­ترین اثر کار و فعالیت اقتصادی است می­شود و علاوه بر آن رشد و پیشرفت جامعه را نیز به دنبال خواهد داشت.

منبع:آفتاب

0

ارسال نظر