مشکلات نامرئی

0

مشکلات نامرئی

انسان از لحظه ی تولد تا زمانی که در این دنیا و بر روی زمین حیات دارد و زندگی می کند، بطور مداوم با چالش ها و تنش های عدیده ای روبه رو می شود. در صد بسیار زیادی از وقت و انرژی های روحی، فکری و جسمی افراد و دولت ها در تمام مقاطع زندگی، صرف هموار کردن و پیدا نمودن راه ها و مسیرهای برای برداشتن موانع و مشکلات در مسیر دستیابی به خواسته ها و رویا ها می شود. علاوه بر این حجم بسیار زیادی نیز از فعالیت های سازمان ها و موسسات دولتی و خصوصی، اعتبارات و هزینه ها نیز صرف آموزش و پرورش نیروها ی برای هموارکردن مسیرپر پیچ وخم و سنگلاخی رشد و شکوفائی افراد جامعه می شود.

بخشی از این موانع و مشکلات مثل مرگ عزیزان، بیماری و…..در کنترل و اختیار افراد نیستند و جزء گریزناپذیر زندگی دنیوی می باشد ولی ۹۰ درصد از مشکلات و موانع قابل پیشگیری و در کنترل افراد و سازمان های می باشند که در به وجود آوردن و از بین بردن انها، نقش زیادی می توانند داشته باشند.

جنس مشکلات و اندازه و مقدار آنها با سطح فرهنگ، بینش و جهان بینی و سبک زندگی افراد ارتباط تنگا تنگ و مستقیمی دارد. مثلا وجود بیماری ها و امراض متعدد و مختلف در افراد خانواده ی که نسبت به نوع تغذیه و ورزش خود بی تفاوت و هیچ برنامه ی خاص و منظمی برای آن ندارند، بسیار بیشتر از خانواده و اجتماعی است که به برنامه های غذایی و ورزشی افراد اهمیت و توجه بیشتری دارند. همچنین فرد واجتماعی که نسبت به آموزه های دینی، اخلاقی و انسانی بی توجه باشد و برنامه ی جدی و مدونی برای آن نداشته باشد طبیعی است که چنین جامعه ی مستعد انواع آسیب های اخلاقی و رفتاری می باشد. یا جامعه ی که نسبت به عواقب اعتیاد و تبعات زیانبار آن بی توجه باشد، مشکلات و آسیب های آن در آینده، گریبان تک تک افراد جامعه را خواهد گرفت.

به خاطر تفاوت در اندازه و جنس موانع و مشکلات، راه های حل کردن آنها نیز متفاوت و متغیر می باشد. بنابراین نمی توان نسخه ی واحد و مشابه ی را برای همه تجویز کرد.

بنابراین با روشن شدن موضوع ما با دو دسته مشکلات و موانع روبه رو هستیم :

موانع عینی

تعریف سنتی و کلاسیک عامه مردم از مشکلات و موانع پیش رو، مشکلاتی از جنس بی پولی، نداشتن شغل، ماشین، خانه و نداشتن تحصیلات عالی و……می باشد که موانعی آشکار و ملموس، عینی و قابل دسترس و شناسائی هستند. راهکارها و راه حل های برداشتن موانع عینی نیز، مشهود، واضح، روشن و با صرف وقت، تلاش و پیگیری قابل رفع و درمان می باشند.. تعریف وتصور افراد از موانع موجود در مسیر موفقیت های شان، محدود و معطوف به نداشتن ماشین، مسکن، پول و تحصیلات و… می باشد و فقط این چند قلم را به عنوان مشکلات و موانع اصلی در زندگی و توجیه همیشگی تنبلی ها، سستی ها، بد اخلاقی و بدرفتاری ها قلمداد می کنند.

تقریبا درصد بسیار زیادی از فعالیت ها، آموزش ها، بودجه و اعتبارات افراد و سازمان ها در حوزه های مختلف صرف شناسائی و حل کردن موانع و مشکلات عینی و آشکارا می شود. البته این به معنی بی اهمیت بودن چنین موانعی نیست و قصد زیرسوال بردن و کم جلوه دادن فعالیت های مدیران و مسئولین محترم نیست.

موانع نامرئی

اما مشکلاتی هم هستند که از دید عموم افراد و حتی سازمان ها و ارگان های تاثیر گذار و دست اندرکار، پنهان، نامرئی و غیر واقعی وکمتر قابل تشخیص هستند، واقعیت ندارند و خیلی مورد توجه قرار نمی گیرند. قضاوت و پیش داوری کردن، تهمت زدن ودروغ گفتن، بدبینی و سوءظن یا ترس از شکست، بیماری و مرگ، باورهای بیمارگونه و افکار غلط، منفی بافی و….از جنس مشکلات و موانع نامرئی هستند که کمتر قابل تشخیص و مورد توجه افراد وسازمان ها قرار می گیرند.

راه درمان چنین موانعی نیز از جنس خود مشکلات نامرئی، یعنی کمتر قابل رویت و نامرئی هستند. متاسفانه در این حوزه با کمترین هزینه ها، فعالیت ها و توجهات روبه رو هستیم. در حالی که ریشه ی بسیاری از معضلات و آسیب ها در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی ….. از جنس همین موانع نامرئی و نامشهود هستند. افرادی که به خاطر حرص وطمع یا حسادت دست به دزدی یا جنایت می زنند، مصداق بارز چنین موانعی هستند.

می توان چنین استنباط کرد که ریشه و علت به وجود آمدن بسیاری از مشکلات دسته اول یا عینی ، عدم شناخت و آگاهی از جنس مشکلات دوم و میزان تاثیرگذاری آنها می باشد. این دسته از مشکلات، زیربنای مشکلات دسته اول هستند و برای حل موانع عینی و آشکارا، ابتدا بایستی موانع نامرئی را شناسائی و نسبت به درمان انها اقدام کرد.

امروز در جامعه، آنچه که مشهود و ملموس است و محور و هدف برنامه های کارشناسی، میزگردها و سمینارها قرار می گیرد، شناسائی راهکارهای مختلف جهت رفع آسیب ها و موانعی است که سد راه رشد وپیشرفت افراد وجامعه قرار گرفته است و ظاهرا تصور این است که درصد بسیار زیادی از این موانع از جنس، موانع و مشکلات عینی می باشند. مشکلاتی مثل اعتیاد، ترافیک، معضل طلاق، خشکسالی، آلودگی محیط زیست، تورم، تصادفات جاده ی، تهاجم فرهنگی و…….مهمترین چالش ها و موضوعات همایش ها و سمینار ها، در این مدت بوده است که اگرچه در جای خود خوب و قابل ستایش است و بایستی تداوم هم داشته باشد، اما از این مسئله نباید غافل شد که در کنار این فعالیت های روبنایی و سطحی، ریشه های بروز و شکل گیری آنها را که نامرئی و کمتر قابل دیده شدن هستند را، شناسائی و نسبت به رفع انها اقدام نمود..

بنابراین اگر برنامه های پیشگیری و به خصوص تربیتی و آموزش و پرورش ما نسبت به رفع و شناسائی موانع نامرئی که به میزان درک وشعور، باورها و نگاه و بینش افراد بر می گردد بی توجه باشد، بایستی همچنان منتظر تبعات و آسیب های این بی توجهی در تمام حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و…. باشیم و همچنان برای برداشتن موانع روبنایی و سطحی، متحمل هزینه های سرسام آوری شد.

مثلا ما با صرف هزینه و بودجه های هنگفت و تربیت و پرورش نیروی انسانی و سازمانی در قالب پلیس راهنمایی و رانندگی، راننده ی خاطی و خلاف کار را که از چراغ قرمز رد شده، مورد مواخذه و مشمول جریمه نقدی می دانیم اما کمتر دنبال پرورش نیروهایی بوده ایم که در کنار جریمه کردن، به اصلاح فکر و باورهای که راننده را وادار ویا تحریک می کند دست به کار خلاف بزند، بوده ایم. اگر می بینید در جامعه، با معضل ترافیک روبه رو هستیم و یا زنان و دختران ما بیشترین مصرف کننده لوازم آرایش و مشتری های پرو پا قرص جراحی های زیبایی هستند، یا در برخی رشته های ورزشی موازین اخلاقی و انسانی متزلزل و خدشه دار می شود، بایستی ریشه ی آنها را در میان مشکلات نامرئی و باورهای افراد جستجو کرد.

مشکل نبود شغل و نداشتن منبع درآمد، ماشین، مسکن و…. را دولت ها و سازمانهای پیگیر با احداث و راه اندازی شرکت ها و کارخانجات و…. می توان حل کرد اما موانعی از جنس بی هدفی، تنبلی و بی ارادگی، انگیزه نداشتن، افسردگی و نداشتن شور واشتیاق، بی دقتی و عدم کارائی، تهمت زدن، قضاوت کردن و….را نمی توان با این فرمول ها و راهکارها حل کرد.

به نظر می رسد سیستم آموزشی، تربیتی ما باید حجم زیادی از انرژی ها و نیروهای علمی، اموزشی، فکری و فرهنگی خود را صرف شناسائی، آموزش مولفه ها و فاکتورهای سیستم و فضای خلاقانه ی کنند که در آن انیشتین ها ، ادیسون ها، و دکتر حسابی ها و…..رشد می کنند و به اوج می رسند اما متاسفانه به علت نامرئی بودن و آشکار نبودن این مولفه ها، در سیستم آموزشی ما چندان مورد توجه واقع نشده و نمی شوند.

سخن آخر

سخن آخر اینکه، راه حل ها وراهکارها را باید در میان تفکرات، باورها و عادات غلط و نادرست در درون افراد جستجو کرد نه در آشفته بازار بیرون. هزینه ها، فرصت ها و موقعیت ها را بایستی صرف آموزش و پرورش و سروسامان دادن به وضعیت بغرنج درون و ذهن های آشفته، بسته و تاریک افراد کرد. اگر امروز در جامعه برای حل کردن معضلات و آسیب های مثل طلاق، اعتیاد، خودکشی و… همچنان هزینه می کنیم، علت را باید در عدم شناخت وارتباط و تعامل درست با دنیای درونی افراد جستجو کرد. همیشه معلول ها را از بین می بریم و از پرداختن به ریشه ها و علت ها غافلیم. پیچیدگی و بغرنجی دنیای درون، آموزش ها و هزینه های بیشتری را می طلبد.

منشاء و سرچشمه ی نابسامانی ها و ناهنجاری های بیرون ، نابسامانی ها وناهنجاری های درونی هستند . پس در کنار پرداختن و توجه به موانع و مشکلات بیرونی افراد و جامعه، بایستی با بسیج کردن و استفاده از توان نیروهای علمی، فرهنگی و…در تجهیز تک تک افراد به سلاح دید خلاق و بینشی سالم و انسانی، اقدام کرد.

فخرالدین دوست محمد

0

ارسال نظر