ظرفیت های ناشناخته

0

ظرفیت های ناشناخته

خداوند انسان را به خاطر توانایی ها « Abilities» و قابلیت های منحصر به فرد و بی حد ومرزش که او را از حیوانات متمایز می کند، بعنوان جانشین خود و اشرف مخلوقات انتخاب کرده است. توانایی ها و نیروهای سرشار بشری بی حد ومرز است و تا کنون بخشی از این نیروها و استعدادهای فکری، ذهنی، جسمی و روحی وروانی ، در قالب آفرینش ها و خلق شاهکارهای بی مانند و جاودانه برای رشد و پیشرفت بشریت توسط انسانهای موفق، خلاق و جریان ساز کشف و به کار گرفته شده است.

اما بخش بسیار زیادی از این توانایی های بالقوه ی « Potential» فکری و ذهنی، توسط افراد زیادی پنهان و نامکشوف باقی مانده است.شاید هنوز سازوکارها و کارکردهای مثل قدرت حافظه، قدرت بینایی و شنوایی، سلامتی، امنیت، داشتن کانون گرم خانواده، تسلط بر فن بیان، دوستان موثر و تاثیرگذارو… به عنوان استعداد« Talent» یا ظرفیت های خاص و منحصر به فرد در زندگی هر کس، محسوب و قلمداد نشده و به خاطر همین درصد بسیار زیادی از این ظرفیت ها « Capacity» و پتانسیل ها، توسط افراد ناموفق و شکست خورده رصد نشده و مورد بهره برداری قرار نگرفته است. مثلا خیلی از افراد بی اراده و شکست خورده، از داشتن محبت پدر ومادر یا امنیت و کانون گرم خانواده محروم بود ه و به خاطر نداشتن چتر حمایتی، تشویق ها و اهرم های تایید کننده موجود در خانواده نتوانسته اند به خواسته ها و موفقیت های لازم دست پیدا کنند. بر عکس افرادی هم هستند که با وجود داشتن موهبت و نعمت خانواده و پدر ومادر خوب، نتوانسته اند از این ظرفیت در جهت رشد وارتقاء خود بهره برداری لازم وحداکثری را بنمایند

فردی که حافظ کل قرآن کریم می باشد در واقع دارای توانایی بنام« قدرت حافظه Power save» است که به خوبی توانسته است از این استعداد ویژه، بهره برداری نماید. به عبارت دیگر علت موفقیت این شخص، تنها پول و سرمایه یا امکانات و یا زندگی در موقعیتی خاص نبوده است بلکه، بزرگترین و مهمترین سرمایه ی لازم برای موفقیت این فرد، قدرت حافظه فرد بوده است.

همچنین نابینایی که از نعمت « بینایی » محروم است، اما بر خلاف تصور در میادین ورزشی، هنری، علمی و ….با شایستگی موفق به کسب عناوین و یا جایگاه های ارزشمند می شود، بدون توجه به نابینایش و سایر کمبود ها و ناتوانایی ها، با شناسایی و کشف سایر ظرفیت های وجودی خود، توانسته به اوج برسد و شایستگی های لازم را کسب نماید.

سارقی که با هوشمندی وزیرکی و با از کارانداختن دوربین های مدار بسته و حسگرهای صوتی، به هدف خود می رسد، نیز دارای استعداد ها و توانایی های ویژه ی می باشد اگرچه، در جهت خلاف موازین اخلاقی و انسانی مورد استفاده واقع شده است.افرادی که با شور واشتیاق و صعه ی صدرو حوصله، ساعت ها بلکه روزها و حتی ماه ها زمان و وقت صرف می کنند تا فلان لباس یا پوشاک با مارک یا برند خاص را خریداری نمایند، دارای پتانسیل ها و ظرفیت های بنام صبرو حوصله، شور واشتیاق ، ایده ال گرایی و تلاش برای منحصر بودن، دیده شدن و … می باشند که اگرچه ظاهرا مشکلی ندارد ولی آسیب ها در جایی نمود پیدا می کنند که این ظرفیت ها و استعدادها صرف حاشیه ها و فرعیات و موضوعات درجه چندم در زندگی می شوند. بر عکس اگر این افراد می توانستند صد درصد از چنین ظرفیت های وجودی در پرداختن به اهداف و اولویت های اصلی زندگی استفاده نمایند، شاهد موفقیت های بیشماری در زندگی خواهند بود.

باز هم مثال دیگری در باره افرادی که به خاطر زندگی در موقعیت های ویزه و منحصر به فرد، دارای امکانات خاص می باشند مثل کسانی که در سواحل جنوب یا دریای خزر زندگی می کنند، توانسته اند از ظرفیت های موجود در دریا بهره برداری لازم را انجام دهند ومعیشت خود را از راه ماهیگیری، شالیکاری و کاشت برنج ، صنایع دستی دریایی و… تامین نمایند.

می توان به افراد خلاق و موفقی که با استفاده از توانای های خاص و تمرکز، تمرین و پرورشمهارت های خاصی، مثل بازی با انگشتان دست یا حالت ها و فرم های که با استفاده از میمیک صورت ایجاد می کنند، از« جیم کری» گرفته تا بازیگرهای کوتوله ی که در فرصت ها وبنا به اقتضای فیلمنامه در فیلم های سینمایی به کار گرفته می شوند ومورد توجه کارگردانان قرار می گیرند، اشاره نمود.

بنابراین با ذکر این چند مثال و در پاسخ به ذهنیت یا سوال افرادی که می پرسند مگه داشتن والدین خوب، جزء استعداد یا فاکتورهای لازم برای موفقیت محسوب می شوند یا نه؟ بله هستند افرادی که از زندگی در مکان ها و موقعیت های با امکانات لازم محروم هستند، هستند افرادی که از نعمت سلامتی، شنوایی، بینایی، دست و پا چهره و قیافه محروم هستند، هستند افرادی که از داشتن پدر ومادر خوب، خواهر یا برادر مشوق محروم هستند، هستند افرادی که از آب آشامیدنی و تغذیه مناسب محروم هستند، هستند افرادی که از نعمت دریا ورودخانه ها محرومند، هستند افرادی که از داشتن هوای پاک محروم هستند و…..

همه افراد کم وبیش دارای این ظرفیت ها و پتانسیل ها به شکل ویژه هستند اما متاسفانه فقط توسط عده ی قلیل و محدود کشف، شناسایی و مورد بهره برداری قرار می گیرند و شاید مهمترین علت شکست و ناکامی افراد همین باشد که از چنین منابع وظرفیت های بکر و کشف نشده ی کمترین بهره برداری را دارند.

می توان به داشتن زیبایی، والدین خوب، امنیت و داشتن کانون گرم خانواده، سلامتی، توانایی در نوشتن، حافظه ی خوب، تسلط بر فن بیان، ارتباط و توکل به خداو…. به عنوان نمونه های از سرمایه ها و منابع بکر و نامرئی که می توان با به کاربردن آنها فرایند موفقیت را تکمیل و بهبود بخشید اشاره کرد.

با دستیابی به چنین دیدگاه و بینش خلاقانه ای، افرادی که از کوتاهی قد رنج می برند، چاق هستند، چهره ی زیبایی ندارند، مدرک دانشگاهی یا تحصیلات آکادمیک ندارند، شغل مناسبی ندارند، خیلی نگران نباشند . انها با اصلاح دید تک بعدی و بیمارگونه ی خود و مجهز شدن به دید خلاق یا چند بعدی می توانند با کشف و شناسائی سایر توانایی ها و ظرفیت های ویژه و منحصر به فرد خود که تا کنون دیده نشده و مورد توجه جدی واقع نشده اند یا هرگز فکر نمی کرده اند که می توان و می شود از این منابع و نیروها هم در رسیدن به جایگاه مورد نظر خود بهره برداری نمایند، خوشحال باشند که راه های بیشماری و بینهایتی برای به اوج رسیدن و به شایستگی رسیدن وجود دارند که به علت نامرئی بودن و در دسترس نبودن مورد توجه واقع نشده اند.

تجهیز شدن و آموزش این دیدگاه علاوه بر رشد شخصی افراد حتی در سطح کلان و در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز می تواند جهت رشد، پیشرفت ورسیدن به موفقیت های کلان فرهنگی، اقتصادی و… مورد توجه دولت ها، موسسات و سازمانهای تاثیر گذار قرار بگیرد. در مجله اقتصاد ایران شماره ۱۸۴ صفحه ی ۱۰نوشته شده :« ایران کشوری است که ۱۰ درصد از جاذبه های تاریخی و فرهنگی دنیا را در اختیار دارد، اما متاسفانه حتی یک درصد از کل درآمد گردشگری دنیا را به خود اختصاص نمی دهد و سال گذشته تراز گردشگری کشورمان منفی بوده است.»

شاید اگر مسولین و مدیران ما با نگاهی خلاقانه از این منابع بکر وظرفیت های موجود در صنعت گردشگری ، بهره برداری صد در صدی می کردند دیگر نیازی به پول نفت و فروش منابع نفت و گاز به شکل خام نبود و چرخ های اقتصاد کشور تنها وتنها از درآمد سرشار صنعت گردشگری به حرکت در می آمدند.

سخن پایانی ، علت اینکه افراد با وجود داشتن استعداد ها، مدارک عالی، تخصص و تسلط بر فن یا دانش خاصی همچنان بیکارو سرگردان به دنبال شغل و موقعیت خاصی، از این شاخه به آن شاخه می پرند و مدام تغییر جهت می دهند و اولویت های زندگی را عوض می کنند، به عدم توانایی آنها در شناسائی و کشف راه ها و مسیرهای که بتوان از مهارت ها و تخصص خود نهایت بهره برداری و استفاده صد در صدی نمایند بر می گردد.این افراد با تحمل و صبوری کردن، تمرکز و سرمایه گذاری صد در صدی و استمرار وتداوم در کاربردی کردن و بهره برداری از مهارت ها و استعدادهای خود، می توانند به نتایج شگفت انگیزی در زندگی دست پیدا کنند.

 

0

ارسال نظر