استعمار زدایی از نفت

0

استعمار زدایی از نفت

چکیده

آنچه در این مقاله مورد واکاوی قرار گرفته بخشی از تاریخ مبارزاتی ملت ایران است که به سبب آن صنایع نفتی کشور از دستان استعمارگر انگلستان رهایی یافت و ملت ایران توانست با عزم و اراده خود و با تکیه بر قدرت درونی صنعت نفت کشور را به دستان توانمند خود اداره نماید.

مسئله مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت در ایران بعد از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قدرت های بزرگ شروع شد و نهایت با قرار داد کنسرسیوم خاتمه یافت اما آنچه در اینجا مورد توجه و بررسی ما قرار گرفته است سیر تحولات از آغاز مبازرات تا ملی شدن صنعت نفت است ، مسائل بعد از ملی شدن صنعت نفت و تحولات سیاسی و اجتماعی پس از ان از جمله تحولات درونی و دخالت بیگانگان که منجر به کودتای ۲۸ مرداد شد موضوعی است که باب جداگانه ای را طلب می کند تا بتوان تمامی ابعاد ان را مورد بررسی قرار داد . این مقاله بر روند تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران معطوف گشته و واکنش های رسانه های وابیته به قدرت های استعمار گر به این قانون را مورد بررسی قرار داده است.

مقدمه

اگر انقلاب اسلامی ایران را میوه به ثمر رسیده مبارزات یکصد ساله ملت ایران برعلیه استعمار و استبداد کشورهای استعمارگر و دولت های دست نشانده آنها بدانیم بدون شک مبارزات مردمی در جهت ملی شدن صنعت نفت در ایران را می توان نقطه عطف و سرنوشت ساز ملت ایران در این راه پرفراز و نشیب تاریخی برشمرد مبارزاتی که به رهبری دوتن از نماندگان ملت ایران یعنی دکتر مصدق و ایت الله کاشانی در پیوندی تاریخی بین دو جریان مذهبی و ملی ایران توانست بساط پیر استعمار گر جهان یعنی انگلستان خبیث را از سر منافع ملت ایران کوتاه و برای اولین بار منافع ملی ملت ایران را به دامان این ملت مظلوم و ستم دیده باز گرداند.

مبارزاتی که نه تنها جنبه ملی داشت بلکه اعاده حیثیت از دست رفته ملتی بود که این بار توانسته بود با خودباوری و نگاه به توانمندی های درونی به پا خیزد و سرنوشت کشورش را یک بار برای همیشه خود در است گیرد و از نگاه ملتمسانه به دستان بیگانه که چیزی جز تحقیر ، چپاول منابع ملی و تاراج اب و خاک چیزی برای انها باقی نگذاشته بود دست بردارد تا مگرعزت و ابروی از دست رفته خویش را با مبارزه و جهاد همه جانبه علیه ظلم و استکبار و استعمار و اهدای خون صدها شهید راه ازادی بار دیگر به دست آورد.

شاید جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران به سبب تاثیرگزاری اش در تاریخ معاصر ایران بعد از انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه در ایران از مهمترین وقایع تاریخی ما به حساب می اید به طوری که شاید بتوان ان را پیچ تاریخی مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران محسوب کرد ، پیچی که تاثیرات ان منطقه و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را نیز در بر گرفت تا دیگر کشورهای عربی منطقه نیز از مواهب این تحول تاریخی عظیم بی نصیب نمانند.

انچه در این واقعه جای بسی تامل دارد عزم ملی و اتحادی است که در عین کثرت گرایی نیروهای سیاسی برای رسیدن به اهدافی مشترک در این دوران تاریخی بر علیه استعمار بوجود امد اتحادی که هر چند دوامی نداشت و در نهایت شکست همین اتحاد مسیر تحولات تاریخی ایران را به سمت و وسویی دیگر سوق داد اما لذت این اتحاد چنان می نمود که توانست دستگاه امپراطوری بریتانیای کبیر را محقرانه از ایران بیرون و نماید و دست استعماری این کشور را که همان شرکت نفت ایران و انگلیس بود را از منابع نفتی کشور قطع کند.

عبرت های جنبش ملی شدن نفت در ایران و شکست جنبش بوسیله دستان توطئه گر امریکا و انگلسستان خود نیاز به تحقیق و واکاوی تاریخی بیشتر دارد اما خالی از لطف نیست که عبرت های این شکست را بیاموزیم و با بصیرتی هرچه بیشتر چراغ راه اینده خود را ترسیم نماییم مگر بار دیگر تاریخ را از تکرار مکرر آن محروم نماییم.

اولین امتیاز نفت در ایران

ویلیام دارسی انگلیسی اولین شخصی بود که توانست از مظفرالدین شاه قاجار امتیاز تفحص ، استخراج ، حمل و نقل و فروش مواد مشتقه از نفت را در سراسر ایران به جز ایالات شمالی ایران که در حوزه نفوذ شوروی ها قرار داشت را برای مدت ۶۰ سال به صورت اختصاصی در یافت نماید. در این قرار داد که در سال ۱۲۸۰ش بین دارسی و دولت ایران منعقد شد دارسی متعهد شد تا در قبال این امتیاز ظرف مدت دو سال شرکت و یا شرکت هایی به منظور بهره برداری از این امتیاز تاسیس نماید و در قبال آن ۱۶ در صد از منافع این شرکت ها را به عنوان حق امتیاز به دولت وقت ایران بپردازد. این امتیاز که پنج سال قبل از تاسیس نظام مشروطه در ایران وضع شده بود به نظر می امد پس از تاسیس نظام مشروطه در ایران و وضع قانون اساسی که به موجب ماده ۲۴ آن بستن عهدنامه ها و مقاوله نامه ها و اعطای هرگونه امتیاز تجاری و فلاحتی را منوط به تصویب مجلسین سنا و شورای ملی می نمود با مشکل مواجه شود اما در ابتدای مشروطه مبحثی دایر برشامل نمودن اصل مزبور نسبت به گذشته و لزوم تصویب امتیاز دارسی از طرف قوه مقننه کشور پیش نیامد هر چند در مجلس اول مذاکراتی در اطراف مقررات امتیاز و عملیات شرکت نفت به میان آمد ولی این مذاکرات به صورت بحث در موارد قرارداد به منظور تصویب یا رد آن مطرح نگردید و امتیاز۱۲۸۰ دارسی از طرف مجلسین نه رد و نه به تصویب رسید بلکه به صورت راکد باقی ماند. در سال ۱۲۸۲ش در ایران شرکتی با نام شرکت بهره برداری اولیه برای به کار انداختن امتیاز تاسیس شد و در سال ۱۲۸۴ش شرکت جدیدتری به نام سندیکای امتیازات تشکیل یافت که سرمایه لازم را برای عملیات تفحص و حفاری مخصوصا در قسمت هایی که شرکت بهره برداری اولیه در آن عملیاتی انجام نداده بود فراهم کند. این عملیات به کمک سرمایه مزبور بلاخره در ۱۲۸۷ش درست هنگامی که سندیکای امتیازات از کشف نفت در ایران مایوس شده و حتی دستور توقف عملیات را صادر کرده بود به نتیجه رسید و در چاهی که در مسجد سلیمان حفر شده بود نفت فوران کرد. یک سال بعد در تاریخ ۱۴ اوریل ۱۹۰۹م (۱۲۸۸ ش) شرکت نفت انگلیس و ایران با سرمایه دو میلیون لیره تاسیس شد و صدور نفت ایران رسما از سال ۱۲۹۲ش شروع و در سال ۱۲۹۳ش دولت انگلستان به دلیل اهمیت روز افزون نفت برای تامین نیاز های سوختی نیروهای دریایی خود حدود ۶۵ درصد سهام شرکت را خرید و دو نفر نماینده با حق وتو نسبت به تصمیمات مربوط به سیاست عالیه شرکت به هیئت مدیره آن منصوب کرد به این ترتیب کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس رسما به دست دولت بریتانیا افتاد و دولت انگلستان قراردادهای بلند مدت را برای تحویل سوخت به قیمت بسیاز نازل برای تامین منابع انرژی نیروی در یایی خود با ایران منعقد نمود. ( روحانی نژاد ، فواد . صص ۵۸ ، ۵۹ )

مفهوم ملی کردن و اصول حقوقی ملی کردن

مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۵۲م حق استفاده و بهره برداری از منابع طبیعی را به عنوان جزئی ازحاکمیت ملت ها به رسمیت شناخت و از کشورهای عضو خواست تا از هرگونه عمل مستقیم و غیر مستقیم که کشور دیگر را از اعمال حاکمیت روی منابع طبیعی خود محروم سازد خودداری نماید و متقابلا گوشزد کرد که کشورها در اعمال حاکمیت خود باید عامل امنیت و اطمینان را برای همکاری های اقتصادی و جلب سرمایه خارجی لازم در نظر بگیرند. بر همین اساس حقوق دولت از ملی کردن امول خود را می توان در سه مقوله مورد بررسی قرار داد اول حق خود مختاری اقتصادی که این حق جزئی از حق خودمختاری است که در بند ۲ ماده اول منشور ملل متحد در سال ۱۹۴۵م و هم در تعهدات مجمع عمومی سازمان ملل دایر بر اعطای حق خودمختاری به مستعمرات سابق مصوب سال ۱۹۶۰م انعکاس دارد دوم حق رشد و توسعه یافتگی اقتصادی است که این حق در مقدمه منشور ملل متحد و ماده ۵۵ منشور و نیز ماده یکم میثاق حقوق مدنی و سیاسی و همچنین ماه یکم میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶م آمده است و سوم حق حاکمیت دائمی بر منابع ثروت طبیعی ، این حق موضوع قطعنامه های متعدد مجمع عمومی سازمان ملل است. ( شیخ نوری ، محمد امین . صص ۱۴۶ ، ۱۴۷ )

اصل ملی کردن به طور کلی عبارت است از تامین یک نفع عمومی و عالی و به عبارت دیگر تبدیل یک شی معین که وسیله تولید یا مبادلات به معنی اعم باشد و بتوان از ان به نفع عموم و نه مالک شخصی بهره برداری کرد اطلاق می شود بنابراین ملی کردن دو رکن دارد یکی تبدیل مالکیت خصوصی به عمومی و دوم بهره برداری از آن به نفع عموم جامعه. ( روحانی ، فواد . صص ۶ ، ۷ )

آغاز جنبش برای ملی شدن صنعت نفت

اوج مبارزات برای ملی شدن صنعت نفت را می توان بین سالهای ۱۳۲۹ش تا ۱۳۳۲ش قلمداد کرد مبارزاتی که یک رویداد اتفاقی و ساده نبود بلکه مانند هر جنبش و انقلابی متاثر از بستر ها و عوامل مناسب و در هم تنیده داخلی و خارجی پدید آمد.

از عوامل داخلی پیروزی این جنبش می توان به غارت منابع نفتی و تحمیل دولت های دست نشانده انگلستان در ایران که موجبات نارضایتی هایی را در ایران فراهم آورده بود اشاره کرد. ( مقصودی ، مجتبی . ص ۱۰۳ ) دولت هایی که در جهت تامین منافع استعماری غربی توسط عوامل نفوذ استعمار گران در ایران بر سر کار می امدند تا اهداف و سلطه استراتزیک ، ژئوپلتیکی و اقتصادی زمامداران سلطه گر را حفظ نمایند.

در عرصه بین المللی نیز رقابت های قدرت های بزرگ بویژه سهم خواهی آمریکا از نفت خاورمیانه و نیز قراردادهای تشابه نفتی این کشور با عربستان و ونزوئلا محرک خوبی برای این طرح و حمایت از جبهه ملی و به قدرت رسیدن مصدق در ایران بود. ( همان )

در جبهه خارجی می توان از توطئه انگلستان برای سرنگونی مصدق که بسیار جدی بود نام برد در واقع علت شکست مصدق را نیز باید همین موضوع عنوان کرد چرا که نگرش بریتانیا نسبت به مصدق بسیار توطئه آمیز بود ، انگلستان در مقابله با مصدق از تهدید نظامی ، محاصره اقتصادی و فعالیت های مخرب که در نهایت آمریکا را با سیاست های خود همسو می کرد بهره جست ( مقصودی ، مجتبی . صص ۱۰۴ ، ۱۰۵ ) و در نهایت با کودتا دولت مصدق را سرنگون و قرار داد کنسرسیوم را به ایران تحمیل کرد.

قرارداد دارسی به شکل دیگری در سال ۱۳۱۲ش تمدید شد و در مدتی کوتاه انحصارات کشورهای مرکز با دست اندازی به منابع کشورهای پیرامون به تمرکز تولید و تراکم سرمایه دست یافتند و به مبارزه برای به دست آوردن بازار کار و سرمایه پرداختند ، در چنین فضایی برای دستیابی به اهداف فوق جنگ جهانی دوم آغاز شد. پس از اشغال ایران توسط انگلستان ، شوروی و آمریکا در جنگ جهانی دوم قدرت های بزرگ بر سر منافع ایران خصوصا نفت تشدید شد. دولت ایران بعد از مواجهه با تقاضای شرکت های نفتی هر سه کشور اعلام نمود که دادن هر گونه امتیاز باید به بعد از جنگ موکول شود زیرا به دلیل جنگ وضعیت اقتصادی کشور مشخص نیست و در نتیجه تقاضای هر سه دولت توسط ایران رد شد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس و شوروی موظف بودند ظرف مدت شش ماه پس از خاتمه جنگ، نیروهای خود را از خاک ایران تخلیه نمایند، اما شوروی نه تنها از خاک ایران خارج نشد، بلکه به نیروهای دیگری هم وارد نقاط شمالی ایران کرد. در این زمان قوام، نخست وزیر ایران بود، در نتیجه سیاستی که وی در قبال شوروی ها اتخاذ نمود، نیروهای شوروی خاک ایران را ترک کردند. یکی از اقدامات قوام، عقد قراردادی بود که بین دولت ایران و سفیر شوروی در تهران به امضا رسید. براساس این قرارداد، نیروهای شوروی می بایست ظرف یک ماه و نیم خاک ایران را ترک کنند و قرار شد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ایجاد شود و اساسنامه آن ظرف هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد گردد. در سی ام مهرماه ۱۳۲۶ش ، نمایندگان مجلس شورای ملی ماده واحده ای را به تصویب رساندند که منتفی شدن قرارداد نفت ایران و شوروی هدف اصلی آن بود. همچنین در این ماده واحده تاکید شده بود که دادن هرگونه امتیازی به خارجی ها ممنوع است و دولت مکلف است که به منظور استیفای حقوق ملت ایران از نفت جنوب اقدام کند. (دانشنامه ویکی پدیا ، ملی شدن نفت در ایران )

اقدامات انگلیس و قرارداد گس گلشائیان

دولت انگلستان از تصویب این ماده واحده ناراضی نبود، زیرا این طرح موجب شده بود که دست شوروی ها از منابع نفتی ایران کوتاه گردد. اما دولت انگلستان به منظور حفظ سلطه خویش بر نفت جنوب و جلوگیری از استیفای حقوق ملت ایران با مقامات کشور وارد مذاکره شد تا قراردادی را به تصویب برساند که قرارداد ۱۹۳۳ را مورد تایید و تاکید قرار دهد. در پی این قرارداد که به قرارداد “گس گلشاییان” یا قرارداد الحاقی (الحاقی به قرارداد ۱۹۳۳) مشهور گشت، مخالفت ها و اعتراض های شدیدی از سوی بعضی از نمایندگان و همچنین از سوی بخش آگاه جامعه ایران بالا گرفت. قرار داد گس گلشائیان یا قرارداد الحاقی ، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ش بین ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳م امضا شد. بر اساس این قرارداد شرکت نفت تعهداتی در مبالغ پرداختی به ایران را می پذیرفت. نام این قرارداد نیز از دو تن از مذاکره کنندگان ان یعنی “سرنویل گس” و “عباسقلی گلشائیان” وزیر دارایی ایران گرفت شده است. به رغم اینکه برخی از مواد قرارداد به نفع ایران بود، اما در واقع این دولت بریتانیا بود که طبق قرارداد توانست به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تایید و تقویت کند. بر اساس قرارداد گس – گلشاییان سلطه انگلیس بر منابع نفتی ایران تا سال ۱۳۶۱ شمسی تضمین می شد. براساس ماده ده قرارداد الحاقی، مقررات قرارداد ۱۹۳۳ در کمال اعتبار و قوت خود باقی بود و دولت ایران براحتی نمی توانست آن را لغو نماید. اما گفت و گوهای مقدماتی و پیرامونی آن به مردم ایران آگاهی بخشید و مبارزه برای دفاع از حقوق اساسی ایران را از حالت پارلمانی به یک جهاد ملی تبدیل کرد. این قرار داد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم خصوصا حسین مکی به تصویب شورای مجلس ملی نرسید و به جای آن قانون ملی شده صنعت نفت تصویب شد. ( دانشنامه ویکی پدیا ، قرارداد گس – گلشائیان )

نفت مهمترین مسئله در مجلس چهاردهم

بزرگترین موسسه تجاری کشور یعنی شرکت نفت ایران و انگلیس نماد آشکار امپراطوری بریتانیا در ایران بود. از نظر ایرانی ها مبارزه با این شرکت قدرتمند هدف طبیعی مبارزاتشان محسوب می شد.( شیخ نوری ، محمد امین . ص ۱۵۳ ) انها با مبارزه هایی که با این شرکت می شد جنبه ضد امپریالیستی می دادند و از چنان حقانیت اخلاقی ای برخوردار شدند که بر دل تمام ایرانیان از هر طبقه اجتماعی و اقتصادی تاثبر نهادند ( همان ) از طرف دگر شکایت ایران از شرکت نفت ایران و انگلیس بسیار زیاد بود که شرکت نه تنها بخش مهمی از کشور رو تقریبا به مستعمره خود تبدیل کرده بود بلکه به طور غیر مستقیم در امور کشور هم دخالت می کرد از طرف دیگر نیز شرکت با کارکنان ایرانی رفتاری تحقیر آمیز داشت ، میزان دستمزد و شرایط کارکنان ایرانی با انگلیس اختلافی فاحش داشت و تبعیض در تمام شئون این شرکت به چشم می خورد. ( همان )

در انتخابات سال ۱۹۴۴م که برای تعیین نمایندگان چهاردهمین قانونگذاری مجلس برگزار شد نفت به صورت مهمترین مسئله در آمد در مجموع مجلس متشکل از هفت فراکسیون بود که تمایلات سیاسی آنها را طیف گسترده ای تشکیل می داد از میان ۱۲۶ نماینده مجلس اکثریت را نمایندگانی با تمایلات ناسیونالیستی بوجود می اوردند که دو هدف مشخص را دنبال می کردند اول مبارزه برای استقرار نظام واقعی مشروطه و حکومتی بر پایه قانون و دوم از میان بردن نفوذ خارجی در کشور ( همان صص ۱۵۳ ، ۱۵۴ ) مصدق رهبر غیر رسمی یک اتحاد بود که مرکب از ۱۶ تن از نمایندگان مستقل مطرح بودند و مطالبات حقوقی را پیگیری می کردند با چنین زمینه ای بود که مجلس به صحنه طرح نفت تبدیل گردید. ( همان )

مصدق می گفت: ” ایرانیان باید خودشان منابع نفتی را مورد بهره برداری قرار دهند” وی سپس یک طرح قانونی تسلیم مجلس کرد که به موجب آن تمام مقامات دولتی حتی از طرح مسئله و مذاکره درباره اعطای امتیاز نفت به خارجیان ممنوع می شدند و برای متخلفین از این امر مجازات سه تا هشت سال زندان در نظر گرفته شده بود با وجود مخالفت حزب توده این طرح با اکثریت قاطع تصویب شد. تصمیمی که کمیسیون نفت در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ش گرفت و هر ۱۸ نفر اعضای کمیسیون آن را امضا کردند ، پیشنهاد مورخ ۸ اذر ۱۳۲۹ش از تعلیق در امد و مورد قبول واقع شد. این پیشنهاد که بعدها به عنوان ملی شدن صنعت نفت از ان یاد می شود همان است که در تمام دوران حکومت مصدق اساس و مبنای تمام مذاکرات قرار گرفت. مصدق در نطق خود در مجلس گفت:” به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تامین صلح جهانی ، امضا کنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در سراسر کشور بدون استثناء ملی اعلام گردد یعنی تمام عملیات کشف ، استخراج و بهره برداری در دست دولت ایران قرار گیرد.” دکتر مصدق بعد ها در سال ۱۳۳۴ش طی لایحه ای که به دیوان عالی کشور فرستاد پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را به دکتر حسین فاطمی نسبت داد . وی در این خصوص عنوان کرد:” ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور ابتکار شادروان دکتر حسین فاطمی است که چون کمیسیون نفت مجلس شورای ملی از چند ماه مذاکره و مباحثه نتوانست راجع به استیفای حق ملت از شرکت نفت ایران و انگلیس تصمیمی اتخاذ کند دکتر فاطمی با من که رئیس کمیسون بودم مذاکره نمود و گفت با وضعی که در این مملکت وجود دارد استیفای حق ملت کاری است دشوار خصوصا که دولت انگلیس مالک اکثر سهام شرکت است و به عنوان مالیات بر درامد هر سال مبلغ مهمی از شرکت استفاده می کند بنابراین اول باید در فکر اتیه بود که از مال ملت بیشتر ازاین سوء استفاده نکنند و عواید نفت هر چه هست نصیب ملت ابران بشود. سپس راجع به گذشته هر اقدامی ممکن باشد نمود. این پیشنهاد گذشته از این که مفید بود کار مال را نیز سهل می کرد و لازم نبود که اول بطلان قرارداد ۱۹۳۳ را در زمان دیکتاتوری و اختناق ملت ایران و منطقه شده بود ثابت کنیم این بود که با نظر ان شادروان موافقت نمودم وقرار شد که ایشان پیشنهاد خود را در جلسه نمایندگان جبهه ملی بدهند و ببینند نظر دیگران چه خواد بود.” ( همان ص ۱۵۵ )

آیت الله کاشانی هم طی بیانیه ای ضمن دفاع از ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور از مردم خواست آن قدر در باره ملی صنعت پافشاری کنند که طرفداران شرکت در مجلس ناچار به اطاعت از افکار عمومی شوند با ورود روحانیت به این مسئله مبارزات ملت ایران ابعاد گسترده تری به خود یافت ، دعوت روحانیون و مراجع تقلید از مردم در راه ملی کردن صنعت نفت فشار گسترده ای را به مخالفان طرح ملی شدن وارد کرد.

برحسب دعوت ایت الله کاشانی اجتماع بزرگی با حضور چند هزار نفر از طبقات مختلف در مسجد شاه تشکیل شدو در موارد ملی کردن سخنرانی هایی انجام شد به دنبال آن نخست وزیر رزم ارا در جلسه مجلس شورای ملی صریحا با ملی شدن صنعت نفت مخالفت ورزید ، وزیر دارایی غلاحسین فروهر نیز دو رو بعد در مجلس ضمن مخالفت با ملی شدن نفت کمیسیون نفت را به عدول از وظیفه و دستور کار متهم کرد. سخنان فروهر با مخالفت شدید اقلیت مجلس مواجه شد.( نشرروزنامه اطلاعات ، ج۱ ، ص ۲۹۵ ) آیت الله کاشانی در جای دیگر می گوید: ” اگر شماها که این جا هستید از روی حقیقت قیام نموده و متحد شوید هر دولت خائن را متزلزل خواهد ساخت ایا انصاف است که شما ها در فقر و فلاکت باشید و آن وقت طلای سرشار شما را یعنی همان نفت جنبو را انگلیسی ها ببرند.” ( همان ، ص ۳۰۵ )

در ارتباط با ملی شدن صنعت نفت ایت الله کاشانی در اطلایه ای اورده است: ” ملی شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگی ماست زیرا بدان وسیله اولا ثروت بی کران خداوند تبارک و تعالی که به ملت ایران اعطا فرموده است در دست دشمنان بشر که مقصدی جز منفعت طلب و مکیدن خون ملل ضعیف ندارند بیرون امده و به صاحبان حقیقی آن بر می گردد و ثانیا با ملی شدن حاکمیت ملی ، شرکت غاصب نمی تواند عمال خود را به جان ومال و ناموس مردم مسلط کند و بدین وسیله مقاصد پلید خود را انجام دهد.” ( رکن ابادی ، غضنفر . ص ۳۸ )

زمانی که پیشنهاد نخست وزیری مصدق مطرح شد او نخست وزیری را به شرط تصویب قانون ۹ ماده ای ملی شدن نفت پذیرفت بدین ترتیب مصدق از یک سو اکثریت مجلس را تحت فشار افکار عمومی برای تصویب قانون ۹ ماده ای گذاشت و از سوی دیگر دربار انگلستان را در انتصاب سید ضیاء و از بین بردن جریان ملی کردن نفت نقش بر اب کرد. ( شیخ نوری ، محمد امین . ص ۱۵۶ ) مجلس هم با یک اقدام ناگهانی و به اتفاق ارا به نخست وزیری دکتر مصدق ابراز تمایل کرد و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت را به او محول نمود. ( سپهر ، ذبیح . ص ۵۴ ) پس از نخست وزیری مصدق تشکیل دولت را به تصویب طرح ۹ ماده ای خود موکول ساخت.

این طرح در نهم اردیبهشت سال ۱۳۳۰ش به تصویب مجلسین رسید و در ۱۰ اردیبهشت همراه با اصل ملی شدن صنعت نفت که در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۳۲۹ش به تصویب مجلس رسیده بود و از سوی شاه تایید شد و به صورت قانون لازم الاجرا در امد. تنها پس از این مقدمات بود که مصدق در یازدهم اردیبهشت برنامه دولت خود را به مجلس شورا داد این برنامه دو ماده بیشتر نداشت اول اجرای قانون ملی شدن نفت و دوم اصلاح قانون انتخابات مجلس و شهرداری ها ( شیخ نوری ، محمد امین . ص ۱۵۷ )

طرح ۹ ماده ای قانون ملی شدن نفت در ایران

ماده یک: به منظور اجرای قانون مورخه ۲۴ و ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ش راجع به ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور هیئت مختلطی مرکب از ۵ نفر نمایندگان مجلس سنا و ۵ نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هر یک از مجلسین و وزیر دارایی وقت یا قائم مقام او و یک نفر بخ انتخاب دولت تشکیل گردد.

ماده دو: دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران خلع ید کند و چنان که شرکت برای تحویل فوری به عذر وجود ادعایی بر دولت متعذر شود دولت می تواند تا میزان ۲۵ درصد از عایدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره برداری برای تامین مدعی به شرکت در بانک ملی ایران یا بانک مرضی الطرفین دیگر ودیعه گذارد.

ماده سه: دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلطه به مطالعات و دعاوی حقه دولت و همچنین دعاوی حقه شرکت رسیدگی نموده و نظرات خود را به مجلس گزارش دهد و پس از تصویب مجلسین به موقع به اجرا گذارد.

ماده چهار: چون از تاریخ ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ش که ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا نیزرسیده است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است و دولت مکلف است با نظارت هسئت مختلط به حساب شرکت رسدگی کند و نیز هیئت مختلط باید از تاریخ اجرای این قانون تا تاسیس هسئت عامله در امور بهره برداری دقیقا نظازت نماید.

ماده پنجم: هیئت مختلط باید هرچه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را پیشنهاد کند.

ماده ششم: برای تبدیل تدریجی متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی هیئت مختلط مکلف است ایین نامه فرستادن عده ای محصل به طریق مسابقه در هر سال برای فراگرفتن رشته های مختلف معلومات و تجربیات مربوط به صنایع نفت به کشور های خارج را تدوین و پس از تصویب هیئت وزیران به وسیله وزارت فرهنگ به موقع به اجرا گذارد ، مخارج تحصیل این محصلین از عواید نفت پرداخته خواهد شد.

ماده هفتم: کلیه خریداران محصولات انتزاعی از شرکت سابق نفت ایران و انگلیس هر مقدار نفت را که از اول سال ۱۹۴۸ تا تاریخ اسفند ۱۳۲۹ش ( ۲۰ مارس ۱۹۵۱م )از ان شرکت خریداری کرده اند می توانند از این به بعد هم به نرخ عادلانه بین المللی همان مقدار را خریداری کنند و برای مازاد آن مقادیر در صورت تساوی شرایط خرید حق تقدم خواهند داشت.

ماده هشتم: کلیه پیشنهاد های مختلف که برای تصویب مجلس شورای ملی تهیه می شود باید قبلا به کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی تسلیم و در صورت موافقت کمیسیون گزارش به مجلس شورای ملی هم تقدیم کردد.

ماده نهم: هیئت مختلط باید ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون به کار خود خاتمه دهد و زارش عملیلت خود را طبق ماده ۸ به مجلس تقدیم کند و در صورتی که احتیاج به تمدید مدت باشد با ذکر دلایل موجه در خواست تمدید نماید. (شیخ نوری ، محمد امین . صص ۱۵۷ ، ۱۵۸ )

واکنش های رسانه های بیگانه به قانون ملی شدن صنعت نفت

خشم رسانه های بیگانه از تصویب قانون ملی شدن صنعت نقت در ایران به حدی بود که علنا به جای تفسیر و تجلیل وقایع اجتماعی ایران زبان به توهین گشوده و ملت و نمایندگان را به باد انتقاد و توهین گرفتند و حتی ملت ایران را ملتی رویا پرداز و خیال پرداز و ناتون در اداره امور مملکتی نامیند.

تفسیر رادیو لندن در باره تصویب طرخ ملی شدن نفت بدین شرح بود: امروز پارلمان ایران پیشنهاد ملی کردن نفت را در کشور تصویب کرد. این پیشنهاد از طرف عده ای معدود از مرتجعین و ثروتمندان و هم چنین یک عده روحانیون متعصب که در راس انها سید ابوالقاسم کاشانی قرار گرفته پشتیبانی می شود، چند نفر منفی باف که عده ای از جوانان ساده لوح از انها پیروی می کردند ، فریاد می کردند که نفت ایران برای ایرانی ولی هیچ کس نگفت طور ممکن است که ایرانی نفت خود را اداره کند. فقط کسانی از قبیل رزم ارا که می دانستند اداره کردن نفت به دست ایرانی عملی نیست با پیشنهاد مخالفت کردند. ( نجاتی ، غلامرضا . ص ۱۲۷ )

منچستر گاردین در تاریخ ۱۹ مارس ۱۹۵۱ نوشت: اقدام برای ملی شدن نفت ، سایر کشورهای خاور میانه از جمله عراق و مصر را بیدار کرده است. ( همان ص ۱۲۸)

روزنامه فرنسوی تریبون دوناسیون نوشت: در نتیجه قتل رزم ارا بهای شرکت نفت تنزل کرده است ، دریاداری انگلیس و اینتلیجنت سرویس در اثر این حادثه میلیون ها متضرر شده اند. ( همان )

به طور کلی انگلستان معتقد بود که طبق قرارداد ۱۹۳۳ ماده ای وجود دارد که مقرر می سازد که این امتیاز را دولت لغو نخواهد کرد و مفاد مقررات ان در اینده توسط هیچ قانونی عمومی و خصوصی یا هیچ یک از دستورات و نظامات اداری و عملیات مقامات اجرائیه قابل تغییر نخواهد بود بنابراین از دید انها اصل ملی کردن قانونی نبود. ( ساتن ، الوین . ص ۲۷۹ )

انچه مشاده شد واکنش رسانه های بیگانه در اصل ملی کردن صنعت نفت بود حال انکه در پی این واکنش های تند دولت مردان انگلیس از هیچ اقدامی برای فشار و سرکوب جنبش ملی کردن نفت در ایران فروگذار نکرده و با تمام وقاهت به میدان امدند تا با محاصره اقتصادی و تحریم ، تهدید و اقدامات خرابکارانه مانع از به ثمر رسیدن این جنبش شوند در نهایت انگلستان با همراه کردن امریکا با سیاست های خود موفق شد طرح کودتای ای را در ایران برنامه ریزی نماید و دولت قانونی مصدق را سرنگون و با روی کار اوردن دولت دست نشانده زاهدی قرار داد کنسرسیوم را به ملت ایران تحمیل نماید.

سخن پایانی

جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران با اشغال ایران شروع شد و با کودتای ۲۸ مرداد و اشغال دولت غاصب دست نشانده و قرارداد تحمیلی کنسرسیوم به اتمام رسید. اما انچه در این میان برای ایرانی ها باقی ماند عبرتهایی است که ما باید از تاریخ بیاموزیم درس هایی که فراموشی انها تجربه گران بهای تاریخی را برای ما تکرار خواهد کرد.

سینا آذرگشسب

منابع:

شیخ نوری ، محمد امین ،‌ مسائل سیاسی و اقتصادی نفت در ایران . انتشارات پیام نور . تهران: ۱۳۹۰

مقصودی ، مجتبی . تحولات سیاسی اجتماعی ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ . انتشارات روزنه . تهران: ۱۳۸۹

روحانی ،‌ فواد . تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران . انتشارات فرانکلین . تهران : ۱۳۵۳

روحانی مبارز ایت الله ابوالقاسم کاشانی به روایت اسناد . انتشارات روزنامه اطلاعات . تهران: ۱۳۷۹

رکن آبادی ، غضنفر . سیاست ، دیانت و ایت الله کاشانی . موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر . تهران: ۱۳۷۹

سپهر ،‌ ذبیح . ایران در دوره دکتر مصدق . ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی ،‌انتشارات عطایی . تهران ۱۳۷۰

نجاتی ،‌ غلامرضا . جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ . نشر انتشاز . تهران: ۱۳۷۸

ساتن ، الوین . نفت ایران . ترجمه رضا رئیس طوسی . انتشارات صابرین . تهران: ۱۳۷۲

منابع اینترنتی:

دانشنامه ویکی پدیا صفحات قرار داد گس – گلشائیان ،‌ نهضت ملی شدن نفت در ایران

www.wikipedia.org

۰

ارسال نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here