جامعه و زندگی آرمانی

0

73665d814f6cb515676b8aa7e6702db0شاید ساختن یک زندگی زیبا و با شکوه،نیازمند تلاش و پشتکار فراوان در صحنه های مختلف زندگی باشد و در عمل به نظر کار بسیار دشواری بیاید،اما من در این مقاله دست به خلق روشی برای ساختن یک زندگی آرمانی زده ام.

ساختن یک زندگی ایده ال با مشخصه های متنوع و گوناگون،ان هم در جهان ماشینی امروز،که انسانها قیمت محبت را به ارزانی راحت طلبی خود می فروشند،کار بسیار دشواری است.اگر تا کنون همچنین افکاری را در سر می پروراندید بایستی بگویم سخت در اشتباه بوده اید!هر چه را که می خواهید،باید بسازید،نقش شانس و سرنوشت در زندگی چیزی حدود صفر است.

وقتی فرد برای رسیدن به هدفش انگیزه داشته باشد،قطعا در جهت تحقق ارمان هایش تلاش می کند.فردی که ارمانگراست بی شک واقع بین نیز هست،چرا که آرمان خود حقیقتی است تمام نما که به فرد روشن بینی و بصیرت می دهد.

آرمان و انگیزه در راستای هم و لازم و ملزوم یکدیگرند،بدین معنا که اگر یکی از ان دو نباشد نظام سیستماتیک ضمیر انسان در مقابل تهاجمات،معضلات و موانع دچار ضعف و ناتوانی می شود و انسان را با مشکلی به نام خودکم انگاری مواجه می کند.

به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که می خواهدشرکتی بزرگ داشته باشد، و هیچ پول و ثروتی نیز ندارد و از انجا که می داند پول زیادی برای رسیدن به هدفش لازم دارد، انگیزه ی خود را از دست می دهد.وقتی فرد انگیزه ای برای کار و تلاش نداشته باشد بی شک موفق نمی شود به هدف و غایت خود دست یابد.

موضوع بسیار ساده است.اگر خوب به محتوای مشکلات بشر دقت کنیم می فهمیم که علت اکثر شکست ها،ناتوانی ها و سستی ها در چیست؟! چرا در جامعه افراد بی کار زیادند؟! شاید بگویید چون میزان سطح اشتغال زایی در جامعه کم است. اما هیچ این گونه نیست،مشکل از جای دیگر آب می خورد.مشکل اینجاست که ما در یکی از دو اصل موفقیت یعنی انگیزه و آرمانگرایی مشکل و کم کاری داریم.به عنوان مثال در شهری مثل تهران که یافتن شغلی مناسب ان هم با حقوق مناسب،مثل پیدا کردن سوزن در کاه دان است،چند راه وجود دارد که فقط یکی از انها راه حل است.یکی از راه حل ها،مهاجرت به شهری با جمعیت کمتر و زمینه های اشتغال زایی و کسب درامد بیشتر و راحت تر است.

بعضی انسانها به مسائل به دید مشکل نگاه می کنند در صورتی که اولا،هیچ انسانی نمیتواند در زندگی خود هیچ مشکل و مسئله ای را نداشته باشد اما می تواند مشکلات خود را به نحوی با تدبیر و دور اندیشی حل کند.ثانیا،سخت کردن و بزرگ کردن لغات در ذهن و ضمیر فرد باعث می شود ذهن او بزرگی این مسئله را در خود نقش ببندد و همین عامل سبب می شود تا فرد در حل ان،احساس درماندگی و ضعف کند.پس بهتر است که به جای دامن زدن به مشکلات به مسائل زندگی از حل انها و وجود مهارت حل انها در خود لذت ببریم.تحقیقات نشان می دهد اکثر افراد در مواجهه با مسئله ای در زندگی،کل ذهن خود را درگیر صورت مسئله می کنند.در صورتی که اگر ۱۰% به راه حل های موجود برای حل ان فکر کنند،موفق کنار زدن موانع و در نتیجه حل مسائل زندگی خود می شوند.

انسانها در برخورد با مشکلات به طور کلی به چند دسته تقسیم می شوند:

دسته ی اول کسانی هستند که مسئله را نادیده می گیرند، دسته ی دوم کسانی اند که مسئله را می بینند ولی برای حل ان اقدامی نمی کنند و دسته ی سوم کسانی هستند که،مسئله را می بینند و برای حل ان اقدامات لازمه را انجام میدهند.

اولین چیزی که در روند حل یک مسئله حائز اهمیت است،شناخت صورت مسئله است.اینکه فرد خوب بتواند چیزی را که در مسئله نهفته است را درک کند.در ثانی،پرهیز از عجله و شتابزدگی که باعث می شود انسان با تانی و ارامش خاطر مسئله را خوب رصد کند و وارد مرحله ی بعدی که تجزیه و تحلیل مسئله است بشود.در مرحله ی تجزیه و تحلیل مسئله فرد باید عامل بروز این مسئله،هدف و نهایت موفقیت یا شکست در این مسئله و اهمیت حل این مسئله را دریابد تا بتواند وارد مرحله ی نهایی یعنی حل مسئله بشود و مسئله را با تمام پیچ خم هایی که دارد حل کند.

• ساختن جامعه ی آرمانی

جامعه ی آرمانی،جامعه ایست که در ان تمامی افراد برای هدفی یکسان و مشترک باهمدلی و همکاری تلاش می کنند و در ان تضاد نقش ها بسیار کم باشد.

بدیهی است،قانون در برقراری نظم،مقابله با ناهنجاری ها،بی نظمی ها و تجاوز ها و تعدی گری ها در سطح جامعه نقش اساسی ایفا می کند.اما انچه مهم است میزان اعمال قانون و کیفیت ان است،اینکه در اجرای هنجار ها بین هیچ یک از نقش های دولتی و غیر دولتی تبعیضی قائل نشوند.بین شورا و شهروند، رییس جمهور و کارمند،فقیر و غنی،شهری و روستایی فرقی نباشد.

اگر هنجارها در جامعه ای ثبات نداشته باشند، و یا با برخی نظم های دیگر در تضاد و تعارض باشند، افراد جامعه کم تر از هنجارها پیروی خواهند کرد. هنجارها در جوامع مختلف، ممکن است متفاوت یا حتی متضاد باشند. یکی از مهم ترین و بزرگترین معضلاتی که جامعه ان را بر دوش ضمایر و اذهان خود حمل می کند،بحث غرب گرایی و عقایدی است که غرب بر جوامع و الحاد اسلامی تحمیل کرده تا میزان تسلط اجتماعی،سیاسی خود را بر مناطق و دول مختلف اسلامی و غیر اسلامی افزایش دهد.از انجا که یکی از اثار مخرب گروه بر فرد،می تواند بیگانگی ارزشی باشد،می توانیم گروه را به عنوان عنصری نمادین در تخریب اندیشه و باور های مردم قلمداد کنیم. و همچنین در عرصه ی پیشگری از ایجاد گروه ها و احزاب ضد عقیدتی پیشروی مناسب و چشمگیری داشته باشیم.

یکی دیگر از موانع رشد و ترقی جامعه شعار زدگی است.شعارزدگی در اثر عدم توازن بین آرمان و میزان توانایی اجرایی افراد به وجود می اید که نتیجتا باعث می شود جامعه ویژگی زیبا و صفت عالیِ آرمانی بودن خود را از دست بدهد.از جمله مواردی را که میتوان در راستای مقابله و جلوگیری از این معضل و مشکل در جامعه باشد،می توان به دومورد اشاره کرد.اولین و مهمترین آیتم،نظارت و مدیریت نحوه ی اجرای هنجار های یک کشور است تا از کمیت و کیفیت اعمال قانون در سطح جامعه و در اقشار مختلف جامعه اطمینان حاصل شود.مورد دوم،تقویت زیر ساخت های فرهنگی و اقتصادی است.دولت موظف است جامعه را از نظر فرهنگی آموزش بدهد،برخی از این آموزش ها از دولت به نظام خانواده محوّل می شود و بعضی دیگر به سازمان های زیر دست مانند سازمان آموزش و پرورش که نقش بسیار مهمی در تربیت دانش اموزان دارد محوّل می شود.

نقش های اجتماعی یکی از مهم ترین عاملان جامعه ی آرمانی است.وجود نقش های اجتماعی سالم دالّ بر سلامت جامعه و دولت است چرا که از جمله وظایف دولت انتخاب نقش های سازمانی و دولتی است و همین امر است که سلامت و صحت دولت را تایید می کند.باز از مواردی که سلامت جامعه را تایید می کند،فعالیت های اجتماعی و نقش های سازمانی و دولتی ای است که بر جامعه نیز مهر تایید می زند.نقش های اجتماعی بعدی از ابعاد شخصیتی افرادی است که سهمی در جامعه دارند،به گونه ای که وجدان و انسانیت درونایشان را نیز نسبت به نقش اجتماعی خود حساس می کنند تا در صورت بروز اشتباه،به خود تلنگری بزند که به ان اصطلاحا وجدان کاری می گویند.

یکی از اسیب های گروه بر فرد بیگانگی ارزشی است که خود پس از تکمیل روند اسیب پذیری دیگری به نام دوگانگی ارزشی حاصل می شود.بدین معنا که فرد در وحله ی اول به شک مبتلا می شود و منظور از ابتلا به شک این است که فرد با یک کورکورانگی و تعصب نسبت به گروه و یا رهبر گروه از حق و حقیقت،رهسپار باطل و ناحق می شود.

 

1+

ارسال نظر